دسته‌ها
مقالات بازارهای مالی

راهنمای جامع معامله قراردادهای آتی در معاملات آتی بایننس

چطور یک حساب معاملات آتی بایننس افتتاح کنیم؟

پیش از افتتاح یک حساب آتی در بایننس شما نیاز به یک حساب عادی در بایننس خواهید داشت. اگر شما چنین حسابی ندارید، هم‌اکنون به بایننس مراجعه کرده و روی گزینه «ثبت‌نام – Register» در سمت راست بالای صفحه کلیک کنید. سپس قدم‌های زیر را دنبال کنید:

  • آدرس ایمیل خود را وارد کرده و یک پسورد ایمن ایجاد کنید. اگر ID ارجاعی دارید آن را در باکس ID درج نمایید. برای ۱۰٪ تخفیف در هزینه معاملات لحظه‌ای/مارجین، از این لینک استفاده کنید.

راهنمای جامع معامله قراردادهای آتی در معاملات آتی بایننس

  • زمانی که آماده شدید روی گزینه «ساخت حساب – Create account» کلیک کنید.
  • اندکی بعد ایمیل تأییدیه‌ای دریافت خواهید کرد. دستورالعمل ارائه‌شده در ایمیل را دنبال کرده تا ثبت حسابتان با موفقیت انجام شود.

سپس به‌حساب کاربری خود ورود (log in) کنید. ماوس خود را به منوی بالای صفحه حرکت داده و سپس بر گزینه آتی (futures) کلیک کنید.

راهنمای جامع معامله قراردادهای آتی در معاملات آتی بایننس

روی دکمه (open now) کلیک کرده تا حساب آتی بایننس خود را افتتاح کنید. تمام شد. شما آماده معامله هستید!

راهنمای جامع معامله قراردادهای آتی در معاملات آتی بایننس

اگر با معاملات قراردادهای آتی آشنایی کافی ندارید پیشنهاد می‌کنیم که مقالات «قرارداد سلف چیست؟» و « قراردادهای آتی دائمی چیست؟» را پیش از شروع به معامله مطالعه فرمایید.

می‌توانید به بخش Binance futures FAQ نیز برای به دست آوردن دید کلی نسبت به خصوصیات این قراردادها مراجعه کنید.

اگر علاقه دارید تا پلتفرم را بدون درخطر انداختن سرمایه‌تان آزمایش کنید، می‌توانید از Binance futures testnet استفاده کنید.

چطور وجوه موردنیاز را به‌حساب آتی بایننس خود واریز کنیم؟

شما می‌توانید وجوه را بین کیف پول صرافی (کیف پولی که در بایننس از آن استفاده می‌کنید) و کیف پول آتی (کیف پولی که از آن در معاملات آتی بایننس استفاده می‌کنید) جابجا نمایید.

اگر شما هیچ‌وجهی در بایننس ندارید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله چطور در بایننس سپرده‌گذاری کنید؟ را مطالعه نمایید.

برای انتقال وجوه به کیف پول آتی، روی دکمه انتقال (transfer) در پایین سمت راست صفحه معاملات آتی بایننس کلیک کنید.

مقداری که موردنظرتان است را وارد کرده و سپس روی دکمه تأیید انتقال (confirm transfer) کلیک کنید. شما به‌زودی افزوده شدن موجودی به کیف پول آتی‌تان را مشاهده خواهید کرد.

راهنمای جامع معامله قراردادهای آتی در معاملات آتی بایننس

این تنها راه انتقال وجه به کیف پول آتی نیست. شما می‌توانید از وجوه کیف پول صرافی به‌عنوان وثیقه استفاده کرده و برای انجام معاملات خود از صفحه Futures Wallet Balances page USDT قرض کنید.

در این روش شما نیازی به انتقال مستقیم وجوه به کیف پول آتی ندارید. البته باید تمامی USDT هایی که قرض گرفته‌اید را پس بدهید.

راهنمای رابط کاربری مبادلات آتی بایننس

راهنمای جامع معامله قراردادهای آتی در معاملات آتی بایننس

  1. در سمت چپ، ماوس را روی information نگه‌داشته و به اطلاعات جزئی و گوناگونی از بازار، در کنار نمایش‌های بصری و بخش سؤالات متداول معاملات آتی (futures FAQ) دسترسی داشته باشید. شما می‌توانید تاریخچه نرخ تأمین وجه، نرخ بهره، نسبت خرید / فروش، موجودی کنونی صندوق بیمه و دیگر اطلاعات بازار دسترسی پیدا کنید. روی گزینه spot کلیک کنید تا به صرافی معاملات لحظه‌ای بایننس هدایت شوید.

در سمت راست صفحه شما می‌توانید به‌حساب کاربری بایننس و داشبورد خود دسترسی پیدا کنید. شما می‌توانید به‌آسانی میزان موجودی حساب خود را در تمامی اکوسیستم بایننس با کلیک روی گزینه wallet and orders بررسی کنید. شما همچنین می‌توانید رقابت‌های معاملات آتی بایننس را با کلیک روی Tournaments چک کنید.

  1. اینجا جایی است که شما می‌توانید:
  • قرارداد موردنظر را با نگه‌داشتن ماوس روی نام قرارداد فعلی انتخاب کنید (BTCUSDT به‌صورت پیش‌فرض است)
  • قیمت مارک را چک کنید (مهم است که نگاهی به آن داشته باشید زیرا تصفیه بر اساس قیمت مارک انجام می‌شود.)
  • نرخ تأمین وجه مورد انتظار و شمارش معکوس تا دور بعدی تأمین وجه را بررسی کنید.
  • نمودار فعلی را ببینید. شما می‌توانید بین حالت اریجینال و نمودار تریدینگ‌ویو سوئیچ کنید. شما یک نمایش زنده از وضعیت عمق دفتر سفارشات را با انتخاب گزینه عمق (depth) مشاهده خواهید کرد.
  • اطلاعات دفتر سفارشات را در کنار نمایش بصری از عمق سفارشات، به‌صورت زنده مشاهده کنید. می‌توانید دقت این دفتر از منوی بالای صفحه سمت راست تغییر دهید (میزان پیش‌فرض روی عدد 0.01 تنظیم‌شده است.)
  • فید (feed) زنده از معاملات اجرایی اخیر در پلتفرم را مشاهده کنید.

هرگاه شما یک علامت پیکان (arrow) در پایین سمت راست یک بخش مشاهده کردید، بدین معنی است که شما می‌توانید آن عنصر را حرکت داده و اندازه آن را تغییر دهید. بدین ترتیب شما می‌توانید به‌آسانی رابط کاربری را برای خود شخصی‌سازی کنید!

راهنمای جامع معامله قراردادهای آتی در معاملات آتی بایننس

  1. در اینجا می‌توانید فعالیت معاملاتی خودتان را زیر نظر بگیرید. شما می‌توانید بین زبانه‌های مختلف سوئیچ کرده و وضعیت فعلی معاملات، دستورات فعال فعلی و دستورهای اجراشده را مشاهده نمایید. شما می‌توانید تاریخچه‌ای کامل از فعالیت معاملاتی و تبادلات انجام‌شده در یک بازه زمانی مشخص را دریافت کنید.

در اینجا شما همچنین می‌توانید موقعیت خود در صف کاهش بدهی خودکار (auto de-leveraging queue) را ببینید. (توجه به این بخش زمانی که نوسان بازار بالاست از اهمیت زیادی برخوردار است.)

  1. در اینجا شما می‌توانید دارایی‌های در دسترس و سپرده‌گذاری‌ها را کنترل کرده و یا رمزارزهای بیشتری خریداری نمایید. همچنین شما می‌توانید اطلاعات مرتبط با قرارداد فعلی یا موقعیت‌های معاملاتی خود را بررسی نمایید. از بررسی نسبت مارجین جهت جلوگیری از نقد شدن چشم‌پوشی نکنید.

با کلیک بر گزینه انتقال (transfer) شما می‌توانید وجوه خود را بین کیف پول آتی و بخش‌های دیگر اکوسیستم بایننس انتقال دهید.

  1. در اینجا شماره سفارش خود را وارد می‌کنید. در ادامه این مقاله شما می‌توانید توضیحات کامل در خصوص دیگر انواع دستورهای معاملاتی را مشاهده نمایید. همچنین در این بخش شما می‌توانید بین کراس مارجین (cross margin) و (isolated margin) سوئیچ کنید. لوریج خود را با کلیک روی مقدار موردنظر تنظیم کنید (این مقدار به‌صورت پیش‌فرض برابر با ۲۰ می‌باشد)

چگونه میزان لوریج را تنظیم کنیم؟

مبادلات آتی بایننس به شما اجازه تنظیم دستی میزان لوریج برای هر قرارداد را می‌دهد. برای انتخاب قرارداد به بالا سمت چپ صفحه رفته و ماوس را روی گزینه (current contract) نگه‌دارید (در اینجا BTCUSDT انتخاب پیش‌فرض است.)

برای تنظیم میزان لوریج، به بخش «ورود سفارش معاملات» رفته و روی لوریج فعلی (current leverage) کلک کنید (که این مقدار به‌صورت پیش‌فرض برابر 20x است.). مقدار لوریج موردنظر را با حرکت دادن کشوی لغزنده (slider) تنظیم کرده یا مقدار موردنظرتان را تایپ کنید. سپس روی دکمه تأیید (confirmation) کلیک کنید.

راهنمای جامع معامله قراردادهای آتی در معاملات آتی بایننس

باید بدانید که هرچه اندازه موقعیت معاملاتی شما بزرگ‌تر باشد، مقدار لوریج کمتری در دسترس شما قرار می‌گیرد. به‌طور مشابه، هرچه اندازه موقعیت معاملاتی شما کوچک‌تر باشد امکان استفاده از لوریج بیشتری وجود دارد.

راهنمای معامله با مارجین در بایننس

لطفاً به خاطر بسپارید که مقادیر بالای لوریج ریسک تصفیه شدن سرمایه (liquidation risk) بالاتری به همراه دارند. معامله‌گران تازه‌کار باید با دقت بالایی میزان لوریج خود را انتخاب کنند.

تفاوت بین قیمت مارک و آخرین قیمت چیست؟

برای اجتناب از حرکات جهشی (spikes) و تصفیه بی‌مورد موقعیت‌های معاملاتی در طی نوسان‌های بالای بازار، مبادلات آتی بایننس از آخرین قیمت (last price) و قیمت مارک (mark price) استفاده می‌کند.

درک مفهوم آخرین قیمت ساده است. این مورد به آخرین قیمتی اشاره دارد که قراردادی در آن معامله‌شده است. به‌بیان‌دیگر آخرین معامله انجام‌شده در بازار تعیین‌کننده میزان last price می‌باشد. از این مورد برای محاسبه میزان سود و زیان تحقق‌نیافته (unrealized profit and loss – PnL) استفاده می‌شود.

قیمت مارک جهت پیشگیری از دست‌کاری قیمت‌ها طراحی‌شده است. این قیمت از ترکیب اطلاعات تأمین وجه و سبدی از اطلاعات قیمتی (که از چندین صرافی لحظه‌ای اطلاعات دریافت می‌کنند) تشکیل‌شده است. سطح قیمت تصفیه و میزان سود و زیان تحقق‌نیافته نیز بر اساس قیمت مارک محاسبه می‌شوند.

راهنمای جامع معامله قراردادهای آتی در معاملات آتی بایننس

لطفاً به خاطر داشته باشید که ممکن است قیمت مارک با آخرین قیمت تفاوت داشته باشد.

وقتی شما از دستوری استفاده می‌کنید که از قیمت توقف به‌عنوان تریگر (ماشه ورود) بهره می‌برد، می‌توانید سطح قیمتی که شما می‌خواهید این محرک ورود در آن قرار داشته باشد را انتخاب نمایید – آخرین قیمت یا قیمت مارک.

انجام معاملات در صرافی بایننس چگونه است؟

برای انجام این کار، قیمتی که به‌عنوان تریگر مدنظرتان است را از منوی پایین صفحه (پایین بخش order entry field) انتخاب نمایید.

چه دستورهای معاملاتی‌ای در دسترس ما قرار دارند و چه زمانی باید از آن‌ها استفاده کرد؟

دستورهای معاملاتی زیادی در بازار مبادلات آتی بایننس وجود دارند که شما می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید:

Limit order:

Limit order دستوری است که شما آن را با حد قیمت مشخصی در دفتر سفارشات بازار ثبت می‌کنید. وقتی شما یک دستور Limit order را در بازار قرار دهید، سفارش شما تنها زمانی اجرایی خواه شد که قیمت بازار به حد قیمتی مشخص‌شده (یا سطوح بالاتر – پایین‌تر از آن) برسد.

بنابراین شما می‌توانید از دستور Limit order برای خرید در یک قیمت پایین‌تر و یا فروش در قیمتی بالاتر از قیمت کنونی بازار استفاده کنید.

Market order:

Market order دستوری برای خرید یا فروش در بهترین قیمت در دسترس است. این دستور در نقطه مقابل limit order قرار می‌گیرد زیرا Limit order باید از پیش در دفتر سفارشات ثبت شود.

وقتی یک دستور Market order را در بازار قرار می‌دهید، باید مقداری هزینه پرداخت کنید زیرا در اینجا نقش taker را ایفا کرده‌اید.

Stop limit order:

آسان‌ترین راه برای درک دستور Stop limit order تقسیم آن به دو قسمت stop price و limit price است. stop price سطح قیمتی است که باعث فعال شدن دستور limit order می‌شود، و limit price قیمتی است که دستور limit order در آن فعال می‌شود.

این بدین معنی است که پس از رسیدن قیمت به stop price، دستور limit order شما به‌صورت خودکار در دفتر سفارشات ثبت خواهد شد.

باوجوداینکه stop price و limit price می‌توانند یکسان باشند اما لزوماً موردنیاز نیستند. درواقع بهتر است شما قیمت stop price را مقداری بالاتر (در معاملات فروش) یا مقداری پایین‌تر از قیمت limit price (در معاملات خرید) قرار بدهید. این مورد شانس اجرایی شدن دستور شما پس از رسیدن قیمت به سطح stop price را افزایش می‌دهد.

Stop market order:

مانند دستور stop limit، دستور Stop market order نیز از سطح قیمتی stop price به‌عنوان یک محرک فعال‌سازی استفاده می‌کند. هرچند پس از رسیدن قیمت به سطح stop price، یک market order اجرایی می‌شود.

Take profit limit order:

اگر مفهوم stop limit order را درک کرده‌اید می‌توانید به‌سادگی متوجه مفهوم دستور take profit limit order شوید. مانند دستورهای stop ordet، این دستور نیز شامل یک قیمت محرک (trigger price)، قیمتی که دستور را اجرایی می‌کند و یک قیمت limit price؛ به‌علاوه‌ی یک سطح قیمتی است که دستور take profit در آن به دفتر سفارشات اضافه می‌شود.

تفاوت اصلی بین دستور stop limit و take profit limit order این است که از مورد دوم تنها می‌توان برای تقلیل موقعیت‌های معاملاتی باز استفاده کرد.

دستور take profit limit order می‌تواند برای مدیریت ریسک و تضمین سود در سطوح قیمتی مشخصی کاربردی باشد. همچنین می‌توان از این دستور در کنار دیگر دستورات استفاده کرد (مانند دستورهای stop limit) تا به شما کنترل بیشتری بر موقعیت‌های معاملاتی‌تان اعطا کنند.

به یاد داشته باشید که این دستور از نوع دستورات OCO (One Cancels the Other – یکی دیگری را لغو می‌کند) نیستند. برای مثال اگر دستور stop limit order شما در حینی که یک دستور فعال take profit limit order در بازار دارید فعال شود، دستور دوم تا زمانی که شما آن را لغو کنید فعال باقی می‌ماند (و به‌صورت خودکار لغو نمی‌شود). شما می‌توانید یک take profit limit order را پایین‌تر از stop limit options در بخش ورود اطلاعات دستور معاملاتی تنظیم نمایید.

Take profit market order:

این دستور نیز مانند دستور قبلی از یک قیمت stop price به‌عنوان محرک فعال‌سازی استفاده می‌کند. هرچند پس از رسیدن قیمت به stop price، یک دستور از نوع market order اجرایی می‌شود.

شما می‌توانید دستور take profit market order را از پایین stop market option در بخش ورود اطلاعات دستور (order entry field) تنظیم کنید.

Trailing stop order:

دستور trailing stop order به شما در حفاظت از سود کسب‌شده، در عین محدود کردن مقدار ضرر احتمالی پوزیشن‌های باز کمک می‌کند. در یک موقعیت معاملاتی خرید، این دستور با حرکت صعودی قیمت به سمت بالا حرکت می‌کند.

هرچند اگر قیمت در همین حین به پایین حرکت کند، دستور trailing stop order در جای خود ثابت مانده و پایین‌تر نمی‌رود. اگر قیمت درصدی مشخص (که بانام callback rate شناخته می‌شود) در مسیر دیگری حرکت کند، یک دستور فروش (sell order) صادر می‌شود.

همین موضوع در مورد یک موقعیت معاملاتی فروش نیز صدق می‌کند، البته به شکل عکس. در این حالت دستور trailing stop order با حرکت نزولی قیمت به سمت پایین حرکت می‌کند و زمانی که قیمت به سمت بالا حرکت می‌کند، از حرکت بازمی‌ایستد. اگر قیمت درصد مشخصی در جهت دیگر حرکت کند، دستور خرید (buy order) صادر می‌شود.

چگونه حساب کاربری بایننس خود را ایمن کنیم؟

قیمت فعال‌سازی (activation price) قیمتی است که دستور trailing stop order را فعال می‌کند. اگر شما قیمت فعال‌سازی را مشخص نکنید، این مورد به شکل خودکار و با توجه به آخرین قیمت و قیمت مارک تعیین می‌شود. شما می‌توانید این مورد را در پایین بخش order entry field تنظیم کنید.

Callback rate تعیین‌کننده مقدار درصدی است که دستور trailing stop order قیمت را دنبال می‌کند. پس اگر callback rate را ۱ درصد تنظیم کنید دستور trailing stop order قیمت را با فاصله ۱ درصدی دنبال می‌کند. اگر قیمت بیش از یک درصد در خلاف جهت معامله شما حرکت کند، یک دستور خرید یا فروش (بسته به دستور اولیه) صادر می‌شود.

چطور از ماشین‌حساب آتی بایننس استفاده کنیم؟

آموزش ویدیویی را می‌توانید در این لینک ببینید.

شما می‌توانید این ماشین‌حساب را در بالای بخش order entry field پیدا کنید. این ماشین‌حساب به شما اجازه محاسبه مقادیر پیش از ورود به موقعیت‌های خرید یا فروش را می‌دهد. شما می‌توانید میزان لوریج را نیز با استفاده از نوار لغزنده تعبیه‌شده تغییر داده تا بتوانید محاسبات خود را بر پایه میزان لوریج موردنظر انجام دهید.

این ماشین‌حساب دارای سه زبانه است:

  • PnL:‌ از این زبانه برای محاسبه مارجین اولیه (initial margin)، سود و زیان PnL، بازگشت سرمایه (Retain on Equity – ROE) بر اساس قیمت‌های ورود و خروج مدنظر و حجم معامله، استفاده کنید.
  • قیمت هدف (Target price): از این زبانه برای محاسبه نقطه خروج مناسب خود (که در آن به درصد سود مدنظر می‌رسید) استفاده نمایید.
  • قیمت تصفیه (Liquidation price): از این زبانه برای محاسبه قیمت تصفیه تخمینی استفاده کنید. البته این محاسبات بر اساس موجودی کیف پول، نقطه ورود و حجم معامله انجام می‌شوند.

چگونه از حالت پوشش ریسک استفاده کنیم؟

در حالت پوشش ریسک (Hedge mode) شما می‌توانید هم‌زمان در موقعیت خرید و موقعیت فروش یک دارایی حاضر باشید. چرا شما باید چنین کاری را انجام دهید؟ خب، فرض می‌کنیم که شما انتظار دارید که روند صعودی بیت‌کوین مدت‌زمان بیشتری ادامه داشته باشد، پس یک موقعیت معاملاتی خرید (long position) باز دارید.

در همین حین، شما علاقه دارید تا وارد موقعیت‌های معاملاتی فروش (short positions) در تایم فریم کوتاه‌مدت بشوید. حالت پوشش ریسک اجازه انجام این کار را به شما می‌دهد. در این حالت موقعیت‌های معاملاتی فروش شما تأثیری بر موقعیت خرید شما نخواهند گذاشت.

حالت پیش‌فرض پوزیشن‌های معاملاتی، حالت یک‌طرفه (One-Way mode) است. این بدان معنی است که شما نمی‌توانید برای یک قرارداد به‌طور هم‌زمان وارد موقعیت‌های خریدوفروش بشوید.

اگر این کار را انجام دهید هر یک از این پوزیشن‌ها دیگری را لغو می‌کنند. پس اگر می‌خواهید از حالت پوشش ریسک استفاده کنید، باید خودتان آن را به‌صورت دستی فعال نمایید. در ادامه مراحل این کار را مشاهده می‌کنید.

  • ماوس را روی آیکون حساب کاربری خود نگاه داشته و گزینه preferences را انتخاب کنید.
  • حالت پوشش ریسک (hedge mode) را انتخاب نمایید.

راهنمای جامع معامله قراردادهای آتی در معاملات آتی بایننس

لطفاً به خاطر داشته باشید که اگر معاملات باز در بازار داشته باشید، نمی‌توانید تنظیمات مربوطه را انجام بدهید.

نرخ تأمین وجه چیست و چگونه باید آن را چک کرد؟

نرخ تأمین وجه از این‌که قیمت قراردادهای آتی دائمی نزدیک به قیمت لحظه‌ای (spot) دارایی پایه می‌مانند اطمینان اصل می‌کنند. در اصل معامله‌گران بر اساس موقعیت‌های باز خود به یکدیگر پول می‌دهند.

موردی که تعیین می‌کند کدام‌یک از طرفین پول را دریافت نمایند میزان تفاوت بین قیمت قراردادهای آتی دائمی و قیمت لحظه‌ای است.

وقتی نرخ تأمین وجه مثبت است، موقعیت‌های معاملاتی خرید (longs) به آن‌هایی که در موقعیت فروش (shorts) هستند؛ پول پرداخت می‌کنند. زمانی که نرخ تأمین وجه منفی است، عکس حالت فوق رخ می‌دهد.

اگر علاقه‌مندید تا بیشتر در خصوص این پروسه بدانید، مقاله دیجی کوینر قراردادهای آتی دائمی چیست؟ را مطالعه فرمایید.

این موضوع چه معنایی برای شما دارد؟ خب، بسته به اینکه شما یک موقعیت معاملاتی باز شما و نرخ تأمین وجه، شما یا مقادیری پول پرداخت کرده و یا مبالغی را دریافت می‌کنید.

در مبادلات آتی بایننس، پرداخت وجوه تأمینی هر ۸ ساعت انجام می‌شود. شما می‌توانید زمان و نرخ برآوردی تأمین وجه در دوره بعد را از بالای صفحه، در کنار mark price چک کنید.

اگر علاقه دارید تا اطلاعات نرخ‌های تأمین وجه پیشین را مشاهده کنید، ماوس خود را روی بخش information نگاه داشته و گزینه Funding rate history را انتخاب نمایید.

دستورهای معاملاتی post-only، time in force و reduce-only چیست؟

وقتی شما از دستورات limit استفاده می‌کنید درواقع یکسری دستورات اضافی را به سفارشات معاملاتی خود اضافه می‌کنید. در مبادلات آتی بایننس، این دستورات می‌توانند از نوع post-only یا Time in Force) TIF) باشند. این دستورات شاخصه‌هایی اضافه در دستورات limit شما لحاظ می‌کنند. شما می‌توانید به آن‌ها از پایین بخش order entry field دسترسی داشته باشید.

Post-only به این معناست که دستور شما از ابتدا به دفتر سفارشات اضافه‌شده و هرگز در برابر یک دستور از پیش حاضر در دفتر سفارشات اجرایی نمی‌شوند. استفاده از این مورد زمانی که تنها علاقه به پرداخت هزینه maker دارید کاربردی است.

دستورات TIF به شما اجازه می‌دهند تا مدت‌زمانی که می‌خواهید دستور پیش از اجرا یا انقضا، فعال باقی بماند را تعیین کنید. شما می‌توانید یکی از گزینه‌های زیر را از دستورات TIF انتخاب فرمایید:

  • (GTC (Good Till Closed: این دستور تا زمانی که اجرایی شده یا لغو شود، فعال باقی می‌ماند.
  • (IOC (Immediate Or Cancel: این دستور فوراً اجرایی خواهد شد (یا به‌صورت جزئی و یا کلی). اگر این دستور تنها به شکل جزئی اجرایی گردد، بخشی که اجرایی نشده لغو می‌شود.
  • (FOK (Fill Or Kill: این دستور باید فوراً اجرا شود وگرنه کلاً اجرایی نمی‌شود.

وقتی در حالت معامله یک‌طرفه (One-way mode) قرار دارید، استفاده از دستور reduce-only به شما اطمینان می‌دهد که دستورات جدید شما تنها باعث کاهش در پوزیشن‌ها شده و هرگز تعداد پوزیشن‌های باز را افزایش نخواهد داد.

چه زمانی موقعیت‌های معاملاتی شما در معرض خطر تصفیه قرار می‌گیرند؟

تصفیه (liquidation) زمانی انجام می‌شود که موجودی مارجین به حدی کمتر از مارجین نگهداری (maintenance margin) موردنیاز می‌رسد. موجودی مارجین برابر با موجودی حساب آتی بایننس شما به‌علاوه‌ی سود – زیان محقق نشده (unrealized PnL) است.

پس سود و زیان شما بر مقدار موجودی مارجین شما اثرگذار بوده و می‌تواند آن را کاهش داده یا افزایش دهد. اگر از حالت کراس مارجین (cross margin mode) استفاده می‌کنید، این موجودی با تمامی موقعیت‌های معاملاتی‌تان به اشتراک گذاشته خواهد شد.

اگر از حالت Isolated margin استفاده می‌کنید، میزان موجودی به‌طور اختصاصی به پوزیشن‌های معاملاتی اختصاص داده خواهد شد.

مارجین نگهداری حداقل مقداری است که شما نیاز دارید تا یک موقعیت معاملاتی را باز نگهدارید. این مورد با توجه به‌اندازه موقعیت معاملاتی شما تغییر خواهد یافت. موقعیت‌های معاملاتی بزرگ‌تر نیازمند مارجین نگهداری بیشتری هستند.

می‌توانید نرخ مارجین (Margin ratio) را در پایین صفحه در سمت راست بررسی کنید. اگر نرخ مارجین شما به ۱۰۰٪ برسد، پوزیشن‌های شما به‌صورت خودکار تصفیه خواهد شد.

وقتی عمل تصفیه انجام می‌شود، تمامی موقعیت‌های باز شما لغو می‌گردند. به‌طور ایده آل شما باید تمامی موقعیت‌های معاملاتی خود را دنبال کرده و با بررسی آن‌ها از وقوع این اتفاق پیشگیری کنید.

تصفیه باعث ایجاد هزینه‌های جانبی برای شما نیز می‌شود. اگر موقعیت معاملاتی شما نزدیک به تصفیه شدن است، بهتر است خودتان پیش از تصفیه خودکار از این موقعیت معاملاتی خروج کنید.

کاهش بدهی خودکار چیست و چگونه می‌تواند بر شما تأثیر بگذارد؟

وقتی موجودی حساب یک معامله‌گر از صفر پایین‌تر می‌رود، از صندوق بیمه (Insurance fund) برای پوشش ضررها استفاده می‌شود. بااین‌حال، در برخی حالات که بازار نوسان‌های شدیدی را تجربه می‌کند؛ ممکن است صندوق بیمه نیز نتواند ضررها را جبران نماید.

این بدین معنی است که در چنین شرایطی، موقعیت‌های معاملاتی باز شما نیز ممکن است در معرض ریسک کاهش قرار بگیرند.

کاهش از این موقعیت‌های معاملاتی نیز توسط یک صف تعیین می‌شود، صفی که در آن معامله‌گران با بیشترین سود کسب‌شده و یا آن‌هایی که از لوریج‌های بالا استفاده می‌کردند در ابتدای آن قرار می‌گیرند. می‌توانید وضعیت موقعیت معاملاتی کنونی خود را با استفاده از گزینه ADL در زبانه positions بررسی نمایید.

راهنمای جامع معامله قراردادهای آتی در معاملات آتی بایننس

سخن پایانی

قراردادهای آتی مشتقاتی هستند که معامله‌گران را موظف به خرید / فروش دارایی پایه در آینده می‌کنند. اما برخلاف قراردادهای آتی سنتی، قراردادهای آتی دائمی (perpetual futures contracts) هیچ تاریخ اجرای قراردادی ندارند.

بااین‌حال، مشتقات مالی برای بسیاری از معامله‌گران تازه‌کار پیچیده و گیج‌کننده است. بنابراین حیاتی است که از نحوه کار این قراردادها پیش از قرارگیری در معرض ریسک مالی اطلاعات کسب کنید. همان‌طور که اشاره شد شما می‌توانید از بخش Binance futures testnet برای آزمایش پلتفرم بایننس بدون تحمل ریسک واقعی استفاده نمایید.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

دسته‌ها
مقالات بازارهای مالی

قراردادهای آتی دائمی چیست؟

قرارداد آتی چیست؟

قرارداد آتی یک توافق برای خرید یا فروش یک دارایی، ارز یا ابزاری دیگر با قیمتی از پیش تعیین‌شده و در یک تاریخ مشخص در آینده می‌باشد.

برخلاف بازارهای لحظه‌ای سنتی، در بازار آتی معاملات در لحظه انجام نمی‌شوند. بلکه دو طرف معامله یک قرارداد را تنظیم می‌کنند که طبق اجرای آن به تاریخی در آینده موکول می‌شود.

همچنین بازار آتی به‌صورت مستقیم به کاربران اجازه خرید یا فروش کالاها یا دارایی‌های دیجیتالی را نمی‌دهند. بلکه کاربران تنها شکل قراردادی از آن دارایی‌ها را معامله می‌کنند و مبادله اصلی آن دارایی‌ها (یا پول) در آینده و به هنگام اجرایی شدن قرارداد انجام می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازار مبادلات قراردادهای آتی می‌توانید از مطلب آموزشی «بازار مبادلات قراردادهای آتی چیست؟» دیدن نمایید.

به‌عنوان یک مثال ساده، قرارداد آتی برای یک کالاهای فیزیکی مانند گندم یا طلا را در نظر بگیرید. در برخی از بازارهای آتی سننی، این قراردادها مشمول تحویل کالا می‌شوند، یعنی باید کالای ذکرشده در قرارداد به‌صورت فیزیکی تحویل مشتری داده شود.

در نتیجه طلا یا گندم باید جهت انتقال فیزیکی در جایی انبار شوند که خود هزینه‌های جانبی به وجود می‌آورد (هزینه‌هایی که تحت عنوان هزینه‌های حمل – carrying costs – شناسایی می‌شوند).

با این حال بسیاری از بازارهای آتی امروزه بر مبنای پول نقد کار می‌کنند، بدین معنی که تنها معادل پولی ارزش کالاهای مذکور در قرارداد در تاریخ اجرا باید بین دو طرف مبادله شود و خبری از تحویل فیزیکی کالاها نخواهد بود.

به‌علاوه، قیمت طلا یا گندم در بازار آتی ممکن است براساس اینکه چقدر تا زمان اجرایی شدن قرار باقی‌مانده، متفاوت باشد. هرچه این بازه زمانی بیشتر باشد، هزینه‌های حمل نیز بیشتر شده، عدم قطعیت قیمت در آینده بالاتر رفته و احتمال اختلاف بیشتر قیمت بین بازار لحظه‌ای و آتی افزایش پیدا می‌کند.

چرا کاربران قراردادهای آتی را معامله می‌کنند؟
قرارداد آتی یک توافق برای خرید یا فروش یک دارایی، ارز یا ابزاری دیگر با قیمتی از پیش تعیین‌شده و در یک تاریخ مشخص در آینده می‌باشد. برخلاف بازارهای لحظه‌ای سنتی، در بازار آتی معاملات در لحظه انجام نمی‌شوند. بلکه دو طرف معامله یک قرارداد را تنظیم می‌کنند که طبق اجرای آن به تاریخی در آینده موکول می‌شود.

چرا کاربران قراردادهای آتی را معامله می‌کنند؟

  • پوشش و مدیریت ریسک: دلیل اصلی ابداع بازارها و قراردادهای آتی همین مسئله بود.
  • زیان اندک: معامله‌گران می‌توانند در خصوص عملکرد یک دارایی حتی با وجود عدم مالکیت آن، معامله انجام دهند.
  • عامل اهرمی (leverage): معامله‌گران می‌توانند وارد موقعیت‌های معاملاتی‌ای شوند که از موجودی حسابشان بزرگ‌تر است.
قرارداد آتی دائمی چیست؟
مارجین نگهداری (maintenance margin) حداقل مبلغ وثیقه‌ای است که شما باید در حساب خود برای باز نگه‌داشتن موقعیت معاملاتی‌تان داشته باشید. اگر موجودی مارجین شما به پایین‌تر از این حد برسد شما یا مارجین کال (margin call) می‌شوید – و از شما خواسته می‌شود که مقداری پول به‌حساب خود واریز کنید – و یا حسابتان بسته می‌شود. بیشتر صرافی‌های رمز ارز مورد دوم را انجام می‌دهند. (موقعیت معاملاتی شما را بسته می‌بندند.)

قراردادهای آتی دائمی چیست؟

یک قرارداد آتی دائمی نوعی خاص از قرارداد آتی است اما برخلاف فرم سنتی این قراردادها، فاقد هرگونه تاریخ انقضا (expiry date) می‌باشد.

پس هرکسی می‌تواند موقعیت معاملاتی‌اش را تا زمانی که دوست دارد نگهداری کند. به‌غیر از آن، معامله قراردادهای دائمی براساس قیمت شاخص پایه دارایی (underlying price index) انجام می‌شود.

این شاخص قیمتی از میانگین قیمت دارایی با استناد به بازارهای لحظه‌ای اصلی و حجم معاملاتی آن‌ها تعیین می‌شوند.

به همین سبب برخلاف قرارداد آتی معمول، قراردادهای دائمی به‌طور معمول با قیمتی برابر یا بسیار نزدیک به بازارهای لحظه‌ای مبادله می‌شوند.

هر چند در دوران سخت بازار، ممکن است قیمت‌ها از میزان موجود در بازارهای لحظه‌ای منحرف شوند. با این حال بیشترین تفاوت بین قراردادهای آتی سنتی و قراردادهای آتی دائمی «تاریخ اجرایی شدن» این قراردادها است.

مارجین اولیه چیست؟
تأمین وجه شامل یک سری از پرداخت‌های عادی بین خریداران و فروشندگان، طبق نرخ تأمین وجه (funding rate) کنونی است. وقتی این نرخ بالای صفر (مثبت) باشد، معامله‌گران تا زمانی که در موقعیت معاملاتی خرید (long) هستند باید به آن‌هایی که در موقعیت معاملاتی فروش (short) هستند، مبالغی را بپردازند.

مارجین اولیه چیست؟

مارجین اولیه (initial margin) حداقل مبلغ پولی است که شما برای باز کردن یک موقعیت معاملاتی با عامل اهرمی باید بپردازید. برای مثال شما می‌توانید 1000 BND با مارجین اولیه 100 BNB خریداری کنید (که در اینجا عامل اهرمی 10x است). پس مارجین اولیه شما برابر با 10٪ از کل معامله خواهد بود. مارجین اولیه چیزی است که از موقعیت معاملاتی اهرمی شما حفاظت کرده و نقش وثیقه دارد.

مارجین نگهداری چیست؟

مارجین نگهداری (maintenance margin) حداقل مبلغ وثیقه‌ای است که شما باید در حساب خود برای باز نگه‌داشتن موقعیت معاملاتی‌تان داشته باشید.

اگر موجودی مارجین شما به پایین‌تر از این حد برسد شما یا مارجین کال (margin call) می‌شوید – و از شما خواسته می‌شود که مقداری پول به‌حساب خود واریز کنید – و یا حسابتان بسته می‌شود. بیشتر صرافی‌های رمز ارز مورد دوم را انجام می‌دهند. (موقعیت معاملاتی شما را بسته می‌بندند.)

به‌بیان دیگر، مارجین اولیه ارزشی است که شما برای ورود به یک موقعیت معاملاتی پرداخت می‌کنید و مارجین نگهداری اشاره به حداقل موجودی حسابی دارد که برای باز نگه‌داشتن موقعیت معاملاتی شما نزد کارگزاری مورد نیاز است. مارجین نگهداری مقدار متغیر دارد که براساس قیمت بازار و موجودی حساب شما تغییر پیدا می‌کند.

تسویه چیست؟

اگر ارزش وثیقه شما از میزان مارجین نگهداری کمتر شود، ممکن است حساب آتی شما تسویه شود. در بایننس، تسویه‌حساب به روش‌های مختلفی با استناد بر ریسک و ضریب اهرمی هر کاربر (که براساس میزان وثیقه پرداختی و زیان خالص آن‌هاست) صورت می‌گیرد. هر چه موقعیت معاملاتی بزرگ‌تر باشد نیاز به مارجین بیشتری دارد.

این مکانیسم در بازارها و صرافی‌های مختلف متفاوت است، اما بایننس هزینهٔ اسمی 0.5٪ برای تصفیه درجه اول (زیان خالص کمتر از 500000 تتر) لحاظ می‌کند. اگر هرگونه وجه اضافی پس از تسویه به‌حساب واریز شود، باقی‌مانده به کاربر بازگردانده خواهد شد. اگر کمتر از این حد باشد، کاربر ورشکسته اعلام می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد انجام معاملات در صرافی بایننس می‌توانید از مطلب آموزشی «انجام معاملات در صرافی بایننس چگونه است؟» دیدن نمایید.

به یاد داشته باشید که وقتی موقعیت شما تسویه می‌شود شما باید هزینه‌های اضافی بپردازید. برای جلوگیری از چنین چیزی شما یا باید پیش از رسیدن موقعیت معاملاتی‌تان به قیمت تسویه آن را ببندید و یا وجوه بیشتری را به موجودی وثیقه خود واریز نمایید – اتفاقی که باعث دور شدن قیمت تسویه از قیمت کنونی بازار خواهد شد.

 نرخ تأمین وجه چیست؟

تأمین وجه شامل یک سری از پرداخت‌های عادی بین خریداران و فروشندگان، طبق نرخ تأمین وجه (funding rate) کنونی است. وقتی این نرخ بالای صفر (مثبت) باشد، معامله‌گران تا زمانی که در موقعیت معاملاتی خرید (long) هستند باید به آن‌هایی که در موقعیت معاملاتی فروش (short) هستند، مبالغی را بپردازند.

به‌طور عکس، نرخ تأمین وجه منفی به این معنی است که آن‌هایی که در موقعیت فروش هستند باید مبالغی به آن‌هایی که در موقعیت خرید هستند پرداخت کنند.

نرخ تأمین وجه از دو عنصر تشکیل‌شده است: نرخ بهره (interest rate) و هزینهٔ پرداخت‌شده (premium). در بازار آتی بایننس، نرخ بهره در 0.03٪ ثابت نگه داشته شده و میزان هزینهٔ پرداختی بسته به تفاوت قیمت بین بازارهای آتی و لحظه‌ای متفاوت است. بایننس هیچ‌گونه هزینه‌ای را بابت انتقال نرخ تأمین وجه بین کاربران دریافت نمی‌کند.

پس وقتی که یک قرارداد آتی دائمی با هزینهٔ پرداختی (بالاتر از بازارهای لحظه‌ای) مبادله می‌شود، آن‌هایی که در موقعیت معاملاتی خرید هستند به دلیل نرخ تأمین وجه مثبت، باید مبالغی را به آن‌هایی که در موقعیت معاملاتی فروش هستند پرداخت کنند.

انتظار می‌رود چنین شرایطی قیمت‌ها را پایین بیاورند زیرا آن‌هایی که در موقعیت خرید هستند از معاملهٔ خود خارج شده و افراد بیشتری وارد موقعیت فروش می‌شوند.

قیمت نشانه (مارک) چیست؟

قیمت مارک تخمینی از ارزش واقعی یک قرارداد (fair price) در مقایسه با قیمت معاملاتی آن (last price) است. محاسبه قیمت مارک از تسویه غیرمنصفانه در زمانی که نوسان در بازار بسیار زیاد است جلوگیری می‌کند.

پس در عین اینکه قیمت شاخص مرتبط به قیمت در بازارهای لحظه‌ای است 7 قیمت مارک نشان‌دهندهٔ ارزش منصفانه قراردادهای آتی دائمی هستند. در بایننس قیمت مارک براساس شاخص قیمت و نرخ تأمین وجوه است و همچنین بخش اصلی‌ای در محاسبات «unrealized PnL» به‌شمار می‌رود.

PnL چیست؟
ذخیره بیمه چیست؟ اگر بخواهیم ساده بگوییم، ذخیره بیمه چیزی است که از منفی شدن حساب معامله‌گران زیان‌دیده جلوگیری می‌کند و در عین حال به معامله‌گران برنده اطمینان پرداخت سودشان را می‌دهد.

PnL چیست؟

PnL به معنی سود و زیاد است و می‌تواند محقق شده (realized) یا محقق نشده (unrealized) باشد. وقتی شما موقعیت‌های باز در یک بازار آتی دارید، PnL شما محقق نشده است.

بدین معنی که همچنان در پاسخ به حرکات بازار تغییر خواهد یافت. وقتی شما موقعیت‌تان را می‌بندید، PnL محقق نشده شما محقق می‌شود (به شکل بخشی یا کلی).

به دلیل اینکه PnL محقق شده به سود/زیان نشأت گرفته از موقعیت‌های بسته‌شده اشاره می‌کند، هیچ ارتباط مستقیمی با قیمت مارک نخواهد داشت، مگر تنها در قیمت اجرایی شدن سفارش‌ها.

از سویی دیگر PnL محقق نشده دائماً در حال تغییر است محرک اصلی تسویه در بازار است. به همین سبب از قیمت مارک برای اطمینان یافتن از محاسبه دقیق PnL تحقق‌نیافته استفاده می‌شود.

ذخیره بیمه چیست؟

اگر بخواهیم ساده بگوییم، ذخیره بیمه چیزی است که از منفی شدن حساب معامله‌گران زیان‌دیده جلوگیری می‌کند و در عین حال به معامله‌گران برنده اطمینان پرداخت سودشان را می‌دهد.

به‌عنوان مثال، فرض کنید آلیس 2000 دلار در حساب آتی بایننس خود دارد که از آن برای ورود به یک موقعیت 10x BNB با قیمت 20 دلار به‌ازای هر سکه استفاده کرده است.

دقت کنید که آلیس این قرارداد را از بایننس بلکه از یک معامله‌گر دیگر خریداری کرده است. به هر حال اگر قیمت BNB از 20 دلار به 18 دلار برسد امکان بسته شدن موقعیت معاملاتی آلیس وجود دارد. این بدین معنی است که دارایی‌های او تسویه‌شده و وثیقه 2000 دلاری او به‌طور کامل از دست می‌رود.

اگر به هر دلیلی سیستم قادر به بستن موقعیت او در زمان مناسب نشده و قیمت بازار بیشتر افت کند، ذخیرهٔ بیمه برای جبران زیان‌ها – تا زمانی که موقعیت بسته شود – فعال می‌گردد.

در این حالت نیز تغییر چندانی برای آلیس رخ نمی‌دهد زیرا پول او تسویه‌شده و موجودی حسابش به صفر رسیده است، اما طرف مقابل این معامله «باب» را از دریافت سود خود مطمئن می‌کند.

بدون ذخیره بیمه، نه‌تنها حساب آلیس از 2000 دلار به صفر می‌رسید، بلکه حتی امکان منفی شدن موجودی حساب او نیز وجود داشت.

هر چند در عمل موقعیت خرید او پیش از آنکه مارجین نگهداری به سطح کمتر از حداقل موردنیاز برسد، بسته می‌شود. هزینه تسویه به‌طور مستقیم به ذخیره بیمه می‌رسد و وجوه مانده نیز به کاربر بازگردانده می‌شود.

پس ذخیره بیمه یک مکانیسم است که از وثیقه‌های دریافت شده از معامله‌گرانی که حسابشان تسویه‌شده است استفاده می‌کند تا ضررهای حساب‌های ورشکسته را جبران نماید. در شرایط عادی بازار، انتظار می‌رود که ذخیرهٔ بیمه به رشد خود (در نتیجه تسویه شدن یک سری از کاربران) ادامه بدهد.

جمع‌بندی

ذخیره بیمه زمانی که کاربران پیش از رسیدن حسابشان به نقطهٔ سربه‌سر یا منفی تسویه می‌شود، رشد پیدا می‌کند. اما در شرایط خاص ممکن است سیستم قادر نباشد تا تمامی معاملات را ببندد و در این زمان است که از ذخیرهٔ بیمه برای جبران ضرر و زیان‌های احتمالی استفاده می‌شود.

با وجود اینکه این اتفاق غیرمعمول است اما ممکن است حین نوسان‌های شدید بازار یا وجود نقدینگی کم در آن، از ذخیرهٔ بیمه استفاده شود.

کاهش بدهی خودکار چیست؟

کاهش بدهی خودکار (auto – deleveraging) اشاره به روشی از تسویه‌سازی طرف مقابل دارد که تنها زمانی مورداستفاده قرار می‌گیرد که ذخیرهٔ بیمه از ادامه فعالیت باز بماند (در طی شرایط خاص). با اینکه احتمال چنین رخدادی کم است، اما در چنین شرایطی یک سری از معامله‌گران سودده باید بخشی از سودشان را برای کمک به جبران زیان معامله‌گران زیان‌دیده اختصاص دهند.

متأسفانه به دلیل نوسان موجود در بازارهای رمز ارز و ضرایب اهرمی بالایی که به مشتریان پیشنهاد می‌شود، امکان پیشگیری کامل از چنین رویدادی وجود ندارد.

به‌بیان دیگر، تسویه طرف مقابل در قدم آخر و زمانی که ذخیرهٔ بیمه نتواند ضرر تمامی موقعیت‌های ورشکسته را جبران کند مورداستفاده قرار می‌گیرد.

به‌طور معمول، معاملاتی با بیشترین سود و اهرم سهم بیشتری در جبران این زیان‌ها خواهند داشت. بایننس از یک اندیکاتور خاص استفاده می‌کند که به کاربران در خصوص موقعیتشان در صف کاهش بدهی اطلاع می‌دهد.

در بازار آتی بایننس، سیستم ما از هر روش ممکن برای پیشگیری از پروسه کاهش بدهی خودکار استفاده می‌کند. اگر این اتفاق رخ دهد، تسویهٔ طرف مقابل بدون هیچ هزینهٔ بازاری انجام می‌شود و یک اطلاعیه به‌سرعت به معامله‌گران تحت اثر ارسال می‌گردد. کاربران می‌توانند در هر زمانی به موقعیت‌ها، ورودی دوباره داشته باشند.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

دسته‌ها
مقالات بازارهای مالی

قرارداد اختیار معامله چیست؟

قرارداد اختیار معامله چیست؟

قرارداد اختیار معامله (option contract) قراردادی است که به معامله‌گر حق خرید یا فروش یک دارایی با قیمتی از پیش تعیین‌شده را قبل از تاریخ معین (یا در روز معین) می‌دهد.

با وجود اینکه این توصیفات این نوع از قراردادها را بسیار شبیه به قراردادهای آتی (futures contract) نشان می‌دهند، معامله‌گرانی که قراردادهای اختیار معامله را خریداری می‌کنند مجبور نیستند که قراردادها را به اجرا بگذارند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قراردادهای آتی می‌توانید از مطلب آموزشی «قراردادهای آتی چیست؟» دیدن نمایید.

قراردادهای اختیار معامله مشتقاتی هستند که می‌توانند بر پایه رنج وسیعی از دارایی‌های پایه (underlying assets) مانند سهام و رمز ارزها باشند.

این قراردادها ممکن است از شاخص‌های مالی (financial indexes) نیز مشتق شده باشند. به‌طور معمول از قراردادهای اختیار معامله برای پوشش ریسک موقعیت‌های معامله و یا برای مقاصد معاملاتی استفاده می‌شود.

قراردادهای اختیار معامله چگونه کار می‌کنند؟
قرارداد اختیار معامله (option contract) قراردادی است که به معامله‌گر حق خرید یا فروش یک دارایی با قیمتی از پیش تعیین‌شده را قبل از تاریخ معین (یا در روز معین) می‌دهد. با وجود اینکه این توصیفات این نوع از قراردادها را بسیار شبیه به قراردادهای آتی (futures contract) نشان می‌دهند، معامله‌گرانی که قراردادهای اختیار معامله را خریداری می‌کنند مجبور نیستند که قراردادها را به اجرا بگذارند.

قراردادهای اختیار معامله چگونه کار می‌کنند؟

دو نوع پایه از قراردادهای اختیار معامله وجود دارد که با نام‌های put و call شناخته می‌شوند. قراردادهای اختیار معامله خرید (call options) به قراردادهایی گفته می‌شود که به صاحبشان حق خرید دارایی پایه را می‌دهند در حالی که قراردادهای اختیار معاملهٔ فروش (put options) به صاحبشان حق فروش دارایی پایه را اعطا می‌کنند.

به همین دلیل معامله‌گران معمولاً زمانی به قراردادهای اختیار معامله خرید وارد می‌شوند که انتظار افزایش قیمت دارایی پایه را دارند. زمانی از قراردادهای اختیار معامله فروش استفاده می‌کنند که انتظار کاهش قیمت دارایی پایه را دارند.

آن‌ها حتی ممکن است به‌طور هم‌زمان از این دو قرارداد با این امید که قیمت‌ها ثابت می‌مانند استفاده کرده و یا حتی هر دو نوع این قراردادها را به‌صورت ترکیبی به‌کارگیرند و بدین ترتیب، در جهت یا خلاف جهت نوسان‌های بازار معامله کنند.

قرارداد اختیار معامله خرید (Call Option) چیست؟

یک قراردادهای اختیار معامله حداقل از 4 بخش تشکیل شده است: اندازه (size)، تاریخ انقضا (expiration date)، قیمت توافقی (strike price) و قیمت پرداختی (premium). اندازهٔ سفارش، نشان‌دهندهٔ تعداد قراردادهایی است که مورد معامله قرار می‌گیرند.

تاریخ انقضا، تاریخی است که پس از آن امکان اجرایی کردن قرارداد وجود ندارد. قیمت توافقی، نیز قیمتی است که دارایی طبق آن خریدوفروش می‌شود (به‌شرطی که خریدار قرارداد تصمیم به اجرایی کردن این قرارداد بگیرد) و در نهایت قیمت پرداختی نیز قیمت قرارداد اختیار معاملهٔ مورد مبادله است.

این نشان‌دهندهٔ مقدار پولی است که سرمایه‌گذار برای داشتن حق انتخاب باید پرداخت نماید. پس خریداران قراردادها را از فروشندگان طبق قیمت پرداختی (premium) خریداری می‌کنند. البته قیمت پرداختی دائماً در حال تغییر است، به‌خصوص زمانی که تاریخ انقضای قرارداد نزدیک می‌شود.

به‌طور کلی، اگر قیمت توافقی کمتر از قیمت بازاری باشد معامله‌گر می‌تواند دارایی پایه را با تخفیف خریداری کرده و پس از لحاظ کردن قیمت پرداختی در معادله، ممکن است تصمیم به اجرایی کردن قرارداد (برای کسب سود) بگیرند.

اما اگر قیمت توافقی بالاتر از قیمت کنونی بازار باشد، صاحب قرارداد هیچ دلیلی برای اجرایی کردن قرارداد (و کسب سود) ندارد و قرارداد بدون استفاده می‌ماند. وقتی قراردادی بدون استفاده بماند خریدار آن تنها قیمت پرداختی برای ورود به آن موقعیت معاملاتی را از دست می‌دهد.

مهم است به‌خاطر داشته باشید که با وجود اینکه خریداران قادر به انتخاب اجرایی کردن یا نکردن قراردادهای اختیار معامله خود هستند، در هر صورت فروشندگان این قراردادها باید تابع تصمیم خریداران باشند. پس اگر خریدار قرارداد اختیار معامله خرید تصمیم به اجرای قرارداد خود بگیرد، فروشنده موظف است تا دارایی پایه را به‌دست خریدار برساند.

به‌طور مشابه اگر خریدار قرارداد اختیار معامله فروش (put)، قصد فروش قرارداد خود را داشته باشد فروشنده قرارداد موظف است دارایی‌های پایه را از او خریداری کند. این بدین معنی است که فروشندگان این نوع قرارداد، در معرض ریسک زیان بیشتری نسبت به خریداران هستند. در حالی که زیان خریداران محدود به قیمت پرداختی برای قرارداد می‌شود، زیان فروشندگان می‌تواند بسته به قیمت بازاری دارایی مدنظر متغیر باشد.

برخی قراردادها به معامله‌گران حق اجرایی کردن قرارداد اختیار معامله را در هر تاریخی پیش از تاریخ انقضا می‌دهند. معمولاً این دسته را با نام قراردادهای اختیار معامله آمریکایی (American option contracts) می‌شناسند. در مقابل، قراردادهای اختیار معامله اروپایی (European option contracts) هستند که تنها امکان اجرایی نمودن آن‌ها در تاریخ انقضای قرارداد وجود دارد. مهم است بدانید که این نام‌گذاری‌ها هیچ ارتباطی با موقعیت جغرافیایی آن‌ها ندارد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قرارداد اختیار معامله خرید اروپایی می‌توانید از مطلب آموزشی «قرارداد اختیار معامله خرید اروپایی چیست؟» دیدن نمایید.

قیمت پرداختی قراردادهای اختیار معامله

ارزش قیمت پرداختی قراردادهای اختیار معامله به فاکتورهای زیادی وابسته است. برای ساده‌سازی، ما فرض می‌کنیم که قیمت پرداختی یک قرارداد اختیار معامله حداقل به 4 عامل وابسته است: قیمت دارایی پایه، قیمت توافقی، زمان باقی‌مانده تا تاریخ انقضای قرارداد و نوسان بازار (شاخص) مربوطه. این 4 عامل تأثیرات متفاوتی بر قیمت پرداختی قراردادهای اختیار معامله خریدوفروش می‌گذارند. در زیر این عوامل را در جدول آورده‌ایم.

افزایش قیمت دارایی قیمت پرداختی قرارداد call قیمت پرداختی قرارداد put
افزایش می‌یابد کاهش می‌یابد
قیمت ورود بالاتر کاهش می‌یابد افزایش می‌یابد
کاهش زمان کاهش می‌یابد کاهش می‌یابد
نوسان افزایش می‌یابد افزایش می‌یابد

به‌طور طبیعی «قیمت دارایی» و «قیمت ورودی» بر قیمت پرداختی قراردادهای اختیار معامله خریدوفروش به‌طور عکس اثر می‌گذارد. در مقابل، رمان کمتر معمولاً به معنی قیمت پرداختی کمتر برای هر دو نوع از این قراردادها است.

دلیل اصلی آن این است معامله‌گران کمتری این قراردادها را برای خود سودمند می‌دانند (و زمان کمتری نیز برای این قراردادها برای رسیدن به چنین شرایطی وجود دارد). از سویی دیگر افزایش میزان نوسان‌های بازار معمولاً باعث افزایش قیمت پرداختی می‌شود. به همین سبب، قیمت پرداختی قراردادهای اختیار معامله نتیجهٔ ترکیب نیروی‌های فوق است.

گریک قراردادهای اختیار معامله
دو نوع پایه از قراردادهای اختیار معامله وجود دارد که با نام‌های put و call شناخته می‌شوند. قراردادهای اختیار معامله خرید (call options) به قراردادهایی گفته می‌شود که به صاحبشان حق خرید دارایی پایه را می‌دهند در حالی که قراردادهای اختیار معاملهٔ فروش (put options) به صاحبشان حق فروش دارایی پایه را اعطا می‌کنند. به همین دلیل معامله‌گران معمولاً زمانی به قراردادهای اختیار معامله خرید وارد می‌شوند که انتظار افزایش قیمت دارایی پایه را دارند. زمانی از قراردادهای اختیار معامله فروش استفاده می‌کنند که انتظار کاهش قیمت دارایی پایه را دارند.

گریک قراردادهای اختیار معامله

گریک قراردادهای اختیار معامله (options greeks) ابزاری هستند که برای اندازه‌گیری چندین عامل و نحوهٔ تأثیرگذاری آن‌ها بر قیمت یک قرارداد طراحی‌شده‌اند.

به‌خصوص اگر آن‌ها دارای ارزش آماری برای اندازه‌گیری میزان ریسک یک قرارداد خاص در متغیرهای پایه متفاوت باشند. در ادامه برخی از گریک‌های اصلی و توضیحی مختصر در خصوص موردی که اندازه‌گیری می‌کنند آورده‌ایم:

  • دلتا: به اندازه‌گیری میزان تغییر قیمت در ارتباط با قیمت دارایی پایه می‌پردازد. برای مثال دلتای 0.6 نشان‌دهندهٔ این است که اگر قیمت دارایی پایه 1 دلار حرکت کند، قیمت پرداختی 0.6 دلار حرکت خواهد کرد.
  • گاما: گاما به اندازه‌گیری نرخ تغییر دلتا در طی زمان می‌پردازد. پس اگر دلتا از 0.6 به 0.45 برسد، گامای قرارداد اختیار معامله برابر با 0.15 خواهد بود.
  • تتا: تتا به اندازه‌گیری تغییرات قیمت در ارتباط با کاهش یک‌روزه در زمان قرارداد می‌پردازد. این مورد به میزان تغییر مورد انتظار قیمت پرداختی، هر چه به تاریخ انقضای قرارداد نزدیک می‌شویم اشاره می‌کند.
  • وِگا: وگا نرخ تغییر قیمت قرارداد در ارتباط با تغییر 1 درصدی در نوسان قیمت دارایی پایه است. افزایش در وگا معمولاً بیانگر افزایش قیمت قراردادهای اختیار معامله خریدوفروش است.
  • رو: رو (Rho) تغییرات قیمتی مورد انتظار را در رابطه با نوسان‌های نرخ بهره می‌سنجد. نرخ بهرهٔ افزایش‌یافته به‌طور کلی باعث افزایش قراردادهای اختیار معامله خرید و کاهش قراردادهای اختیار معامله فروش می‌شود. به همین سبب ارزش «رو» برای قراردادهای اختیار معامله خرید مثبت بوده و برای قراردادهای اختیار معامله فروش منفی است.

موارد معمول استفاده از این قراردادها

پوشش ریسک

از قراردادهای اختیار معامله به‌صورت گسترده‌ای برای پوشش ریسک ابزارهای مالی استفاده می‌شود. یک مثال ساده از استراتژی پوشش ریسک برای معامله‌گران، خرید قراردادهای اختیار معامله فروش سهامی است که آن‌ها خود صاحبشان هستند. اگر ارزش کلی دارایی‌های اصلی در نتیجهٔ کاهش قیمت‌ها از دست برود، اجرای قراردادهای اختیار معاملهٔ فروش (که پیش‌تر خریداری شدند) باعث کاهش ضرر و زیان‌ها می‌شود.

برای مثال، فرض کنید آلیس 100 سهم از یک شرکت با قیمت 50 دلار به‌ازای هر سهم خریداری کرده و امیدوار است که قیمت‌ها افزایش پیدا کنند.

با این حال برای حفاظت از ریسکِ احتمالِ سقوط قیمت سهام، او تصمیم به خرید قراردادهای اختیار معامله فروش با قیمت 48 دلار می‌گیرد و قیمت 2 دلار به‌ازای هر قرارداد پرداخت می‌نماید.

اگر بازار نزولی شده و قیمت‌ها تا سطح 35 دلار کاهش پیدا کنند، آلیس می‌تواند قرارداد را اجرایی کرده و ضررهایش را جبران نماید. در این حالت او سهام را به قیمت 48 دلار (و نه 35 دلار بازار) به فروش می‌رساند.

اما اگر بازار صعودی شود، او نیازی ندارد که قراردادها را اجرایی کند و تنها قیمت پرداختی (2 دلار به‌ازای هر سهم) را از دست می‌دهد.

در چنین سناریویی، آلیس در سطح قیمتی 52 دلار (50 دلار + 2 دلار قیمت پرداختی قرارداد اختیار معامله) به نقطهٔ سربه‌سر (break-even) می‌رسد. در حالی که ضرر او به 400- دلار محدود می‌شد. (200 دلار برای قیمت پرداختی و 200 دلار بیشتر اگر او سهام را در قیمت 48 دلار به فروش می‌رساند.)

معامله‌گری

معامله‌گری

از قراردادهای اختیار معامله به‌طور وسیعی برای معامله‌گری استفاده می‌شود. برای مثال یک معامله‌گر که باور دارد قیمت دارایی بالا خواهد رفت، می‌تواند یک قرارداد اختیار معامله خرید (call) خریداری نماید.

اگر قیمت دارایی به بالاتر از قیمت توافقی رسید، معامله‌گر می‌تواند قرارداد را به اجرا گذاشته و دارایی پایه را با تخفیف خریداری نماید. وقتی قیمت یک دارایی بالاتر یا پایین‌تر از قیمت توافقی است، می‌تواند قرارداد را سودده کند که اصطلاحاً به آن (in-the-money) گفته می‌شود. به همین شکل اگر قرارداد (at-the-money) باشد یعنی در نقطهٔ سربه‌سر بوده و اگر (out-of-the-money) باشد یعنی زیان‌ده است.

استراتژی‌های پایه

حین معاملهٔ قراردادهای آتی، معامله‌گران می‌توانند از دستهٔ وسیعی از استراتژی‌ها استفاده کنند که در چهار حالت پایه قرار دارند. به‌عنوان خریدار، شما می‌توانید قرارداد اختیار معامله خرید (حق خرید) یا قرارداد اختیار معاملهٔ فروش (حق فروش) بخرید.

به‌عنوان یک فروشنده، شما می‌توانید قرارداد اختیار خرید یا اختیار فروش را به فروش برسانید. همان‌طور که اشاره شد، فروشندگان موظف‌اند که در صورت اجرای قرارداد از سوی خریدار، موارد ذکرشده را خریداری کرده یا به فروش برسانند.

استراتژی‌های متفاوت معامله قراردادهای option براساس چندین ترکیب ممکن از قراردادهای call و put است. قراردادهای اختیار معامله فروش حفاظت‌کننده (protective puts)، قراردادهای اختیار معامله خرید جبران‌کننده (cover calls)، استراتژی straddle و strangle. این موارد مثال‌هایی پایه از استراتژی‌های قراردادهای اختیار معامله هستند.

  • Protective puts: این استراتژی شامل خرید یک قرارداد اختیار معامله فروش دارایی‌ای است که از پیش، شما مالک آن هستید. این یک روش محافظت در برابر ریسک است که آلیس از آن در مثال قبلی استفاده کرد. این روش را با نام بیمه پرتفوی (portfolio insurance) نیز می‌شناسند زیرا از سرمایه‌گذار در برابر روندهای نزولی احتمالی حفاظت می‌کند. البته هنوز در افزایش قیمت‌ها به نوبهٔ خود باعث کاهش بخشی از سود می‌شوند.
  • Covered calls: این روش شامل فروش قرارداد اختیار معامله خرید دارایی‌ای است که شما از پیش صاحب آن هستید. این استراتژی توسط سرمایه‌گذاران جهت ایجاد درآمد اضافه (options premium) از دارایی‌هایشان مورد استفاده قرار می‌گیرد. اگر قرارداد اجرایی نشود، آن‌ها پول پرداخت‌شده برای دارایی‌ها را نگهداری می‌کنند. هر چند اگر قراردادها اجرا شوند، با توجه به افزایش قیمت در بازار، آن‌ها مجبور می‌شوند که دارایی‌های خود را به فروش برسانند.
  • Straddle: این استراتژی شامل خرید یک قرارداد اختیار معامله خرید و یک قرارداد اختیار معامله فروش از یک دارایی، با قیمت توافقی و تاریخ انقضای یکسان است. این روش به معامله‌گر اجازه می‌دهد تا جایی که قیمت دارایی در یکی از این دو جهت حرکت کند، معامله‌گر از آن حرکت سود ببرد. به بیان ساده‌تر معامله‌گر بر روی نوسان بازار معامله می‌کند.
  • Strangle: این استراتژی شامل خرید قراردادهای اختیار معامله خریدوفروشی است که هر دوی آن‌ها (out-of-the-money) هستند (قیمت توافقی بالاتر از قیمت بازار برای قرارداد اختیار معامله خرید و قیمت توافقی پایین‌تر از قیمت بازار برای قراردادهای اختیار معامله فروش). به‌طور ساده، strangle شبیه به straddle است اما با هزینه‌های کمتر برای ایجاد یک موقعیت معاملاتی. هر چند، strangle نیازمند سطح بالایی از نوسان در بازار است تا بتواند سودده باشد.

مزایا

  • مناسب برای پوشش و محافظت در برابر ریسک‌های بازار است.
  • انعطاف بیشتری در معامله‌گری وجود دارد.
  • امکان ایجاد ترکیبات متنوع و ساخت استراتژی‌های مختلف با الگوهای ریسک / سود خاص.
  • امکان کسب سود از بازارهای صعودی، نزولی و بدون روند (حرکت افقی در بازار).
  • ممکن است از آن برای کاهش هزینه‌های ورود به موقعیت‌های معاملاتی استفاده شود.
  • اجازهٔ اجرایی شدن هم‌زمان چندین معامله را می‌دهند.

معایب

  • درک مکانیسم کار و جمع‌آوری قیمت پرداختی ممکن است همیشه آسان نباشد.
  • شامل ریسک زیاد به‌خصوص برای فروشندگان (writers) است.
  • استراتژی‌های معاملاتی پیچیده‌تری در مقایسه با دیگر ابزارهای معاملاتی وجود دارد.
  • بازار قراردادهای اختیار معامله معمولاً به سطوح پایینی از نقدینگی دچار می‌شوند که این موضوع باعث کاهش جذابیت آن‌ها برای بیشتر معامله‌گران می‌شود.
  • مقدار قیمت پرداختی برای قراردادهای اختیار معامله بسیار نوسانی بوده و با نزدیک شدن به تاریخ انقضا، این مبلغ کاهش پیدا می‌کند.

قراردادهای اختیار معامله vs. قراردادهای آتی

قراردادهای اختیار معامله و آتی هر دو از ابزارهای مشتق شده هستند و به همین سبب، اشتراکات زیادی با یکدیگر دارند. اما سوای شباهت‌های این دو، یک تفاوت اصلی در مکانیسم اجرای قرارداد وجود دارد.

برخلاف قراردادهای اختیار معامله، قراردادهای آتی همواره پس از رسیدن به تاریخ سررسید خود اجرایی می‌شوند، به این معنی که صاحبان قرارداد به‌صورت قانونی موظف‌اند که دارایی پایه را مبادله کنند (یا معادل نقدی آن را دریافت – پرداخت نمایند).

قراردادهای اختیار معامله اما تنها در صورت تمایل صاحب قرارداد اجرایی می‌شوند. اگر خریدار قرارداد آن را به اجرا بگذارد، فروشنده موظف است که دارایی پایه را مبادله کند.

قرارداد اختیار معامله خرید (Call Option) چیست؟

قراردادهای اختیار خرید (Call Option) قراردادهای مالی هستند که به خریدار آنها این حق، و نه اجبار، را می‌دهند تا بتوانند سهام، اوراق قرضه، کالا، یا دیگر دارایی‌ها را با قیمتی از پیش تعیین‌شده و در زمانی معین خریداری نمایند.

به این سهام، اوراق قرضه و یا کالاهایی که نام بردیم دارایی‌های پایه اطلاق می‌گردد. خریدار قراردادهای اختیار خرید زمانی به سود می‌رسد که قیمت دارایی‌های پایه (Underlying Asset) آنها افزایش یابد.

ممکن است یک قرارداد اختیار معامله خرید (Call Option) با یک قرارداد اختیار فروش (Put Option) اشتباه گرفته شود. قرارداد اختیار فروش به خریدار این امکان را می‌دهد تا بتواند دارایی‌های پایه را در قیمتی معین پیش از تاریخ انقضای قرارداد به فروش برساند.

نکات مهم قرارداد اختیار معامله خرید:

  • قراردادهای اختیار خرید این حق (و نه الزام) را به خریدار می‌دهد تا بتواند مقدار معینی از دارایی‌های پایه را با قیمتی معین و در تاریخ معین خریداری کنند.
  • قیمت مشخص شده تحت عنوان قیمت اعمال و زمان تعیین‌شده نیز زمان باقی‌مانده تا تاریخ انقضای سررسید قرارداد می‌باشد.
  • قراردادهای اختیار خرید ممکن است برای اهداف معامله‌گری، و یا فروش برای کسب درآمد خریداری شوند. همچنین از این قراردادها می‌توانیم برای استراتژی‌های ترکیبی استفاده نماییم.

مبانی قراردادهای اختیار معامله خرید

در قراردادهای اختیار معامله سهام، قراردادهای اختیار خرید به خریداران این اجازه را می‌دهد تا بتوانند تعداد 100 سهم از یک شرکت را با قیمتی مشخص که به‌عنوان قیمت اعمال – Sttrike Price – شناخته می‌شود و در تاریخ مشخص که همچنین از آن به‌عنوان تاریخ انقضا – Expiration date – نیز یاد می‌شود خریداری نمایند.

برای مثال، یک قرارداد اختیار معامله خرید ممکن است  به خریدار آن این حق را بدهد تا بتواند تعداد 100 سهم از سهام شرکت اپل را در قیمت 100 دلاری تا تاریخ انقضایش که 3 ماه دیگر است خریداری نماید.

قراردادهای اختیار خرید متفاوتی با تاریخ انقضای متفاوت و قیمت‌های اعمال متنوع در بازار وجود دارند و معامله‌گران می­‌توانند از هر کدام که تمایل بیشتری داشتند استفاده نمایند.

بروکر چیست؟

اگر در همین حین، ارزش سهام اپل رشد کند، ارزش قرارداد اختیار معامله خرید نیز بالا می‌رود. اگر در این حین، ارزش سهام اپل سقوط نماید، از ارزش قرارداد اختیار معامله خرید نیز کاسته خواهد شد.

خریدار قرارداد اختیار معامله خرید می‌تواند این قرارداد را تا تاریخ  انقضای آن نگهداری نماید، و سپس او می‌تواند در این تاریخ تعداد 100 سهم از شرکت را دریافت کرده و یا قرارداد اختیار معامله خرید را به‌فروش برساند. البته، این فروش قرارداد باید در تاریخی پیش از تاریخ انقضای آن انجام شود.

به قیمت بازاری قراردادهای اختیار خرید (هزینه کل – Premium) نیز گفته می‌شود. هزینه کل برابر با تمامی هزینه‌هایی است که خریدار قرارداد اختیار معامله می‌پردازد تا بتواند از حقوقی که در آن ذکر شده استفاده نماید.

اگر در زمان انقضای قرارداد قیمت دارایی پایه از قیمت ورودی کمتر باشد، معامله‌گر هزینهٔ کلی که پرداخت کرده را از دست می‌دهد و به‌عبارتی زیان می‌کند. این حداکثر زیان ممکن است.

اگر قیمت دارایی‌های پایه بالاتر از قیمت اعمال در تاریخ سررسید باشد، معامله‌­گر از اختلاف قیمت کنونی با قیمت ورودی سود کرده، و زیانی نمی‌کند. در ادامه میزان سود هر سهم ضرب در تعداد کل سهام قیدشده در قرارداد می‌­گردد تا میزان کل سود دریافتی معامله‌گر محاسبه شود.

مثال موردی قرارداد اختیار معامله خرید

برای مثال، اگر سهام شرکت اپل در تاریخ انقضای قرارداد در قیمت 110 دلاری قرار داشته باشد، و قیمت اعمال نیز برابر 100 دلار باشد و هزینه کل قرارداد اختیار را نیز 2 دلار در نظر بگیریم، میزان سودی که معامله‌گر به‌ازای هر سهم به‌دست آورده برابر است با 110 دلار منهای 102 دلار که مساوی 8 دلار می‌باشد.

بورس چیست؟

اگر خریدار ما، قراردادی را با تعداد 100 سهام خریداری کرده باشد به میزان 800 دلار می‌تواند سود کند.  اگر قراردادی با تعداد 200 سهم را خریداری کرده باشد می‌تواند به‌میزان 1600 دلار سود کسب نماید. اما اگر در تاریخ انقضای قرارداد سهام اپل در قیمتی زیر 100 دلار معامله شود، در آن زمان خریدار قرارداد به‌میزان 200 دلار که برابر است با 2 دلار هزینه کل ضربدر 100 سهم ضرر کرده است و قرارداد او با ضرر بسته می‌شود.

قرارداد اختیار معامله خرید (Call Option) چیست؟
قراردادهای اختیار خرید (Call Option) قراردادهای مالی هستند که به خریدار آنها این حق، و نه اجبار، را می‌دهند تا بتوانند سهام، اوراق قرضه، کالا، یا دیگر دارایی‌ها را با قیمتی از پیش تعیین‌شده و در زمانی معین خریداری نمایند. به این سهام، اوراق قرضه و یا کالاهایی که نام بردیم دارایی‌های پایه اطلاق می‌گردد. خریدار قراردادهای اختیار خرید زمانی به سود می‌رسد که قیمت دارایی‌های پایه (Underlying Asset) آنها افزایش یابد.

نکتهٔ مهم: از قراردادهای اختیار خرید معمولاً برای سه هدف اصلی استفاده می‌­شود. این سه هدف اصلی شامل کسب درآمد (Income – Generation) معامله‌گری (Speculation) و مدیریت مالیاتی (Tax Management) می‌شوند.

در زمان فروش قراردادهای اختیار خرید باید به فاکتورهای مهم و زیادی توجه کرد. معامله‌گر حتماً باید در زمان معامله قراردادهای اختیار خرید خود، از ارزش واقعی آن و میزان سوددهی آن قرارداد اطلاع کافی داشته باشد، زیرا در غیر این صورت ممکن است این قرارداد در آینده سود بسیار زیادی را نصیب خریدارش بکند و فروشنده عملاً این سود را از دست بدهد.

استراتژی خرید تحت پوشش (Covered Calls) برای کسب درآمد

برخی از سرمایه‌گذاران از قراردادهای اختیار خرید استفاده می‌کنند تا بتوانند با استفاده از استراتژی خرید تحت پوشش (Covered Calls) درآمد کسب کنند. در این حالت، شما باید صاحب تعدادی سهم باشید و همزمان قرارداد اختیار معامله خریدی را نیز تنظیم نمایید و یا به شخصی دیگر این حق را بدهید تا بتوان سهام شما را خریداری نمایند.

در این حالت، سرمایه‌­گذار هزینهٔ کل را از خریدار دریافت می‌­کند و به این امید می­‌ماند که قیمت در تاریخ انقضا، در سطحی پایین‌­تر از قیمت ورودی بسته شود. این استراتژی می‌تواند یک جریان درآمدی برای سرمایه‌گذاران فراهم کند اما از طرفی میزان سود آنها را نیز محدود می‌کند زیرا که قیمت سهام ممکن است با جهشی بزرگ مواجه شده و بدین ترتیب، سرمایه‌گذار سود زیادی را از دست بدهد.

تحلیل مالی چیست؟

دلیل سودآوری استراتژی خرید تحت پوشش، این است که اگر قیمت سهام در سطحی بالاتر از قیمت ورودی بسته شود، خریدار این قرارداد می‌تواند سهام را با قیمتی از پیش توافق شده یا همان قیمت اعمال، خریداری نماید. در این صورت، سرمایه‌گذار از افزایش قیمت سهام سودی نمی­‌برد و حداکثر قیمت سودی که کسب کرده است برابر با هزینهٔ کلی است که خریدار این قرارداد به او پرداخت کرده است.

استفاده از قراردادهای اختیار معامله خرید برای معامله‌گری (Speculation)

قراردادهای اختیار معامله به خریدارانشان این فرصت را می‌­دهد تا بتوانند از حرکات کوچک در قیمت سهام بهره‌ه­ای بالا ببرند. اگر آنها به‌تنهایی مورد استفاده قرار گیرند، می‌توانند موجب رشد زیاد سرمایه در صورت بالا رفتن قیمت سهام شوند.

اما آنها همچنین می‌­توانند موجب از دست دادن صددرصدی هزینهٔ کل پرداختی شوند، به‌خصوص در زمانی که قیمت سهام در تاریخ انقضا در سطحی پایین‌تر از سطح قیمت ورودی بسته شود. نکتهٔ مثبتی که در استفاده از قراردادهای اختیار خرید وجود دارد این است که همواره میزان ضرر شما در نهایت برابر با هزینهٔ کل پرداختی‌تان است.

سرمایه‌گذاران می‌­توانند به‌صورت هم‌زمان به خریدوفروش قراردادهای اختیار خرید بپردازند، و با این کار می‌توانند بر درآمد خود بیافزایند. البته این موضوع خود می‌­تواند هم بر میزان سود احتمالی سرمایه‌گذار و هم بر میزان ضررهای احتمالی او در استفاده از این استراتژی بیافزاید.

اما استفاده از این روش در بسیاری از اوقات بهینه‌­ترین حالت ممکن محسوب می­‌شود زیرا سرمایه‌­گذار در این حالت می­‌تواند هزینهٔ کلی که از فروش قرارداد اختیار معامله خریدش به یک شخص دیگر به‌دست آورده، در صورت ضرر احتمالی، به شخص فروشندهٔ دیگری پرداخت نماید و بدین ترتیب ضرر خود را جبران کند.

استفاده از قراردادهای اختیار معامله برای مدیریت مالیات‌ها (Using Options for Tax Management)

سرمایه­‌گذاران گاهی اوقات از قراردادهای اختیاری برای تغییر دادن سبد سهام (پورتفوی – Portfolio ) و ایجاد تغییر در سهم دارایی­‌هایشان استفاده می‌کنند، آن هم بدون انجام هیچ‌گونه خرید یا فروشی از دارای‌­های پایه‌­ای که آنها را تشکیل می‌­دهند.

برای مثال، یک سرمایه‌گذار ممکن است 100 سهم از شرکت الف را داشته باشد و به دلیل سود زیادی که به دست آورده است محکوم به پرداخت مالیات باشد. از آنجایی که سرمایه‌گذاران نمی‌­خواهند که کسب سرمایه‌شان به‌عنوان یک رویداد مالیات‌پذیر (Taxable Event) شناخته شود، از قراردادهای اختیاری استفاده می‌کنند تا از افشای دارایی‌های خود بدون فروش جلوگیری کنند.

با وجود اینکه کسب سود از قراردادهای اختیاری خرید و فروش نیز مشمول مالیات می‌شود، نحوهٔ برخورد با آنها توسط سرویس درآمد داخلی ایالات متحده آمریکا (Internal Revenue Service – IRS) بسیار پیچیده‌تر خواهد بود، زیرا که قراردادهای اختیار خرید انواع و اقسام متفاوتی دارند. در حالتی که ذکر شد، تنها هزینه­‌ای که سهامدار برای استفاده از این استراتژی باید بپردازد، هزینهٔ خود قرارداد اختیار معامله (یا همان هزینه کل – Premium) می­‌باشد.

مثال‌های واقعی استفاده از قراردادهای اختیار معامله خرید

در نظر بگیرید که سهام شرکت مایکروسافت در حال مبادله شدن با قیمت 108 دلار به‌ازای هر سهم می‌­باشد. شما تعداد 100 سهم از این سهام را در اختیار دارید و می‌­خواهید که درآمدی بالاتر و فراتر از سود سهام تقسیمی این سهم به‌دست بیاورید. شما همچنین بر این باور هستید که قیمت سهم تا ماه آینده از 115 دلار بالاتر نخواهد رفت.

مشاور مالی کیست؟

در این حالت شما نگاهی به قراردادهای اختیار خرید ثبت شده برای ماه آینده می­‌اندازید و می‌بینید که یک قرارداد در سطح قیمتی 115 دلار وجود دارد، به‌ازای هر قرارداد مبلغ 37/0 دلار را به‌عنوان هزینه دریافت می‌کند. در این حالت شما می­‌توانید با فروش یک قرار اختیار خرید، مبلغ 37 دلار هزینه کل به‌دست بیاورید. (37/0 دلار × 100 سهم). این عدد تقریباً برابر با 4٪ از درآمد سالانه سهم می‌باشد.

اگر قیمت سهام به‌سطحی بالاتر از 115 دلار برسد، خریدار قرارداد اختیار معامله را اعمال کرده و شما باید تعداد 100 سهم را با قیمت 115 دلار به ازای هر سهم به او تحویل دهید.

با وجود اینکه شما در حال حاضر، مبلغ 7 دلار به ازای هر سهم سود کرده‌اید، اما سودهای آیندهٔ آن سهم را از دست داده‌اید زیرا آن را به خریدار قرارداد اختیار معامله خرید واگذار کرده‌اید. اگر قیمت سهام نیز از سطح 115 دلار به بالاتر نرود، شما سهام‌تان را نگه داشته و مبلغ 37 دلار هزینه کل را نیز به‌دست آورده‌اید.

سخن پایانی

همان طور که نام آن نشان می‌دهد، قراردادهای اختیار معامله به سرمایه‌گذار قدرت انتخاب خرید یا فروش یک دارایی در آینده، بدون توجه به قیمت بازار را می‌دهد.

این نوع از قراردادها بسیار فراگیر بوده و از آن‌ها در سناریوهای بسیاری استفاده می‌شود – نه تنها به منظور معامله‌گری بلکه برای اجرای استراتژی‌های محافظت از ریسک.

مهم است به‌خاطر داشته باشید که معاملهٔ قراردادهای اختیار معامله مانند هر ابزار مشتق دیگری دارای ریسک‌های زیادی است. پس معامله‌گران باید پیش از استفاده از این قراردادها درک خوبی از نحوهٔ عملکردشان به‌دست بیاورند.

همچنین داشتن درکی مناسب از ترکیبات متفاوت قراردادهای خریدوفروش و ریسک احتمالی همراهشان نیز الزامی است. از این گذشته، معامله‌گران باید استراتژی‌های مدیریت ریسک را در کنار تحلیل تکنیکال یا بنیادی برای کاهش ضررهای احتمالی به کار بگیرند.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

دسته‌ها
مقالات مقالات بازارهای مالی مقالات عمومی

معامله با مارجین چیست؟

معامله با مارجین چیست؟

معامله با مارجین یکی از روش‌های معامله با استفاده از وجوهی است که توسط یک طرف سوم تأمین می‌شود. در مقایسه با حساب‌های عادی معاملاتی، حساب‌های مارجین به معامله‌گران این اجازه را می‌دهد تا به مقادیر بیشتری از سرمایه دسترسی پیدا کرده و از عامل اهرمی در معاملاتشان استفاده کنند.

معامله با مارجین این امکان را به معامله‌گران می‌دهد که با کسب سود بیشتر نتایج معاملات خود را تقویت کنند. امکان وسعت‌بخشی به نتایج معاملاتی معامله با مارجین را به یک روش محبوب در بازارهایی با نوسان کم کرده است، به‌خصوص در بازار بین‌المللی فارکس.

هر چند از معامله با مارجین در بازار سهام (stocks)، کالا (commodity) و بازار مبادلات رمز ارزها (cryptocurrency markets) استفاده می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازارفارکس می‌توانید از مطلب آموزشی «بازار مبادلات ارزهای خارجی (فارکس) چیست؟» دیدن نمایید.

در بازارهای سنتی، مقادیر وجه قرض گرفته‌شده معمولاً توسط یک بروکر سرمایه‌گذار تأمین می‌شود. در مبادلات رمز ارزها اما این وجوه توسط دیگر معامله‌گران تأمین می‌شوند، که براساس میزان تقاضا برای وجوه مارجین در بازار بهره کسب می‌کنند.

برخی از صرافی‌های رمز ارز نیز وجوه مارجین برای کاربران خود فراهم می‌کنند هر چند این مورد کمتر معمول است.

معامله با مارجین چگونه کار می‌کند؟
معامله با مارجین یکی از روش‌های معامله با استفاده از وجوهی است که توسط یک طرف سوم تأمین می‌شود. در مقایسه با حساب‌های عادی معاملاتی، حساب‌های مارجین به معامله‌گران این اجازه را می‌دهد تا به مقادیر بیشتری از سرمایه دسترسی پیدا کرده و از عامل اهرمی در معاملاتشان استفاده کنند.

معامله با مارجین چگونه کار می‌کند؟

وقتی یک معامله مارجین شروع می‌شود، معامله‌گر موظف است درصدی از ارزش کل معامله را تسلیم کند. این سرمایه‌گذاری اولیه با نام مارجین شناخته می‌شود و ارتباط نزدیکی با مفهوم لوریج (عامل اهرمی – leverage) دارد.

به بیان دیگر، از حساب‌های معامله با مارجین برای ایجاد معاملات اهرمی استفاده می‌شود و این اهرم برابر با نسبت وجه قرضی به مارجین پرداخت شده است.

به عنوان مثال برای بار کردن یک معامله 100000 دلاری با لوریج 10:1 معامله‌گر با مبلغ 10000 دلار از حسابش را تسلیم نماید.

خرید با مارجین چیست؟

طبیعتاً پلتفرم‌های معاملاتی مختلف و بازارهای گوناگون قوانین و نرخ‌های لوریج متفاوتی را پیشنهاد می‌کنند. برای مثال نسبت 2:1 در بازار سهام نسبت معمولی است، در حالی که بیشتر قراردادهای آتی نسبت لوریج 5:1 دارند.

بروکرهای فارکس معاملات مارجینی با نسبت 50:1، 100:1 و 200:1 را پیشنهاد می‌دهند. لوریج 50:1 معمول‌ترین نوع لوریج است هرچند از دو نوع دیگر نیز در مواردی استفاده می‌شود.

در بازارهای رمز ارز از نسبت‌هایی بین 2:1 تا 100:1 استفاده می‌شود و معمولاً جامعه کاربران از اصطلاح x استفاده می‌کنند (مانند 2x، 5x، 10x، 50x و ….)

معامله با مارجین می‌تواند برای ورود به موقعیت‌های معاملاتی خریدوفروش مورد استفاده قرار بگیرد. موقعیت خرید بیانگر این فرض است که قیمت به سمت بالا حرکت می‌کند و موقعیت معاملاتی فروش نیز نمایانگر عکس مورد فوق است.

وقتی موقعیت معاملاتی مارجینی باز است، دارایی‌های معامله‌گر، نقش وثیقه برای وجوه قرضی بازی می‌کنند. این یک موضوع مهم است که معامله‌گران باید آن را درک کنند.، زیرا اکثر بروکرها حق فروش این دارایی‌ها در صورتی که بازار در خلاف جهت مدنظر حرکت کند را دارند (البته پس از گذر بازار به سطوح بالاتر – پایین‌تر نقطه آستانه).

قراردادهای آتی چیست؟

برای مثال اگر معامله‌گر وارد یک موقعیت معاملاتی خرید با لوریج شود، در صورت افت چشم‌گیر بازار امکان مارجین کال (margin call) شدن آن‌ها وجود خواهد داشت.

مارجین کال زمانی اتفاق می‌افتد که از معامله‌گر خواسته شود که مقادیر بیشتری وجه به‌حساب مارجینی خود واریز کرده تا موجودی حساب او به حداقل مارجین معاملاتی تعیین‌شده برسد.

اگر معامله‌گر نتواند این خواسته را محقق کند، دارایی‌های آن‌ها به‌صورت خودکار جهت جبران ضرر تسویه می‌شود. به‌طور معمول این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که ارزش دارایی‌های حساب مارجین (که با نام مارجین تسویه نیز شناخته می‌شود) به حد کمتر از مارجین کل مورد نیاز آن صرافی یا بروکر برسد.

مزایا و معایب
وقتی یک معامله مارجین شروع می‌شود، معامله‌گر موظف است درصدی از ارزش کل معامله را تسلیم کند. این سرمایه‌گذاری اولیه با نام مارجین شناخته می‌شود و ارتباط نزدیکی با مفهوم لوریج (عامل اهرمی – leverage) دارد. به بیان دیگر، از حساب‌های معامله با مارجین برای ایجاد معاملات اهرمی استفاده می‌شود و این اهرم برابر با نسبت وجه قرضی به مارجین پرداخت شده است.

مزایا و معایب

بزرگ‌ترین مزیت معامله با مارجین این است که شما می‌توانید با کنترل مقادیر بیشتر دارایی وارد موقعیت‌های معاملاتی بزرگ‌تری شده و سود بیشتری کسب کنید.

به‌غیر از این مورد، معامله با مارجین می‌تواند در تنوع‌بخشی به سرمایه‌گذاری‌ها کمک کند، از آنجایی که معامله‌گران می‌توانند به چندین موقعیت معاملاتی و با مقادیر اندک سرمایه‌گذاری وارد شوند.

در نهایت، داشتن یک حساب مارجین می‌تواند ورود به موقعیت‌های معاملاتی را برای معامله‌گران آسان‌تر کند زیرا دیگر نیازی به وارد کردن حجم زیاد پول به‌حساب وجود ندارد.

در کنار تمامی این مزایا، معامله با مارجین معایب آشکاری هم دارد که یکی از آن‌ها افزایش میزان زیان درست مانند افزایش میزان سود است.

برخلاف معاملات لحظه‌ای، در معامله با مارجین ریسک از دست رفتن کل سرمایه‌گذاری اولیه وجود دارد و به همین دلیل یک روش سرمایه‌گذاری با ریسک بالا به‌شمار می‌آید.

بسته به میزان ضریب اهرمی دخیل در یک معامله، حتی یک افت کوچک در قیمت می‌تواند منجر به ضرر معامله‌گران شود. به همین خاطر، مهم است که سرمایه‌گذارانی که تصمیم به استفاده از مارجین برای معاملات خود می‌گیرند از استراتژی‌های مناسب ریسک و ابزارهای حداقل‌رسانی ریسک به‌خوبی استفاده کنند، ابزارهایی مانند دستور حد ضرر (stop-loss order).

معامله با مارجین در بازارهای رمز ارز

معامله با مارجین به‌طور ذاتی ریسکی‌تر از معاملات عادی می‌باشد، اما در مورد رمز ارزها میزان این ریسک بیشتر هم می‌شود.

طبق میزان بالای نوسان که در این بازار به‌کرات دیده می‌شود، معامله‌گران مارجین رمز ارزها باید بسیار مراقب باشند. با وجود اینکه استراتژی پوشش ریسک (hedging) و دیگر استراتژی‌های مدیریت ریسک می‌توانند به ما در این خصوص کمک کنند اما لازم است دوباره تکرار کنیم که معامله‌گران تازه‌کار قطعاً نباید به سمت معامله با مارجین بروند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد پوشش ریسک می‌توانید از مطلب آموزشی «پوشش ریسک چیست؟» دیدن نمایید.

توانایی بررسی نمودار، تشخیص روند و تعیین نقاط ورود و خروج ریسک موجود در معامله با مارجین را از بین نمی‌برد، بلکه می‌تواند به شما در تخمین میزان ریسک مورد انتظار کمک کرده و منجر شود که مؤثرتر معامله کنید.

پس پیش از استفاده از لوریج در معاملات رمز ارزی، کاربران باید در ابتدا درکی عمیق از تحلیل تکنیکال به‌دست آورده و تجربهٔ زیادی در معاملات لحظه‌ای به‌دست آورده باشند.

تأمین وجه مارجین

برای آن دسته از سرمایه‌گذارانی که قادر به تحمل ریسک ناشی از معامله با مارجین را ندارند، یک راه دیگر برای کسب سود از معاملات اهرمی وجود دارد.

برخی از پلتفرم‌های معاملاتی و صرافی‌های رمز ارز ویژگی‌ای به نام «تأمین وجه مارجین – Margin funding» را به کاربران‌شان پیشنهاد می‌کنند. در اینجا کاربران می‌توانند از پول خود جهت تأمین وجه مورد نیاز معاملات مارجینی دیگر کاربران استفاده کنند.

به‌طور معمول این پروسه دارای شروط مشخصی بوده و میزان بهرهٔ متفاوتی تولید می‌کند. اگر معامله‌گر شرایط را قبول کرده و با این پیشنهاد موافقت کند، تأمین‌کنندهٔ وجوه مستحق دریافت وام پرداختی به‌علاوهٔ مقدار بهرهٔ توافقی می‌شود.

با وجود اینکه این مکانیسم از یک صرافی به دیگری متفاوت است، ریسک تأمین وجه مارجین نسبتاً پایین می‌باشد. با علم بر این واقعیت که موقعیت‌های معاملاتی اهرمی می‌توانند برای جلوگیری از زیان بیش از اندازه، به اجبار تسویه شوند. پس مهم است که ریسک موجود را در نظر گرفته و از نحوهٔ کار این ویژگی در صرافی مدنظر اطلاعات کسب کنیم.

سخن پایانی

قطعاً معامله با مارجین یک ابزار مفید برای کسانی است که به دنبال افزایش میزان سود معاملات موفقشان هستند. اگر این ابزار به شکلی مناسب مورداستفاده قرار بگیرد، میزان لوریج معاملاتی‌ای که توسط حساب‌های مارجین تأمین می‌شوند، می‌توانند به سوددهی و وسعت‌بخشی به پرتفوی کمک کند.

هر چند همان طور که اشاره شد این روشِ معامله‌گری می‌تواند بر میزان ضرر و زیان نیز بیفزاید. این روش دارای درجات بالاتری از ریسک است. بنابراین تنها معامله‌گران حرفه‌ای و خبره باید از این روش استفاده نمایند. حتی در حوزه رمز ارزها باید در استفاده از معاملات مارجینی احتیاط بیشتری لحاظ شود زیرا میزان نوسان‌ها در این بازار بالا است.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

دسته‌ها
مقالات بازارهای مالی مقالات عمومی

شاخص میانگین صنعتی داوجونز چیست؟

شاخص میانگین صنعتی داوجونز چیست؟

شاخص میانگین صنعتی داوجونز (Dow Jones Industrial Average – DJIA) که همچنین به‌عنوان (Dow 30) نیز شناخته می‌شود یک شاخص بازارهای مالی است که شامل حرکات قیمتی و قیمت‌های سهام 30 شرکت برتر و بزرگ در بازارهای سرمایه است.

این شرکت‌ها هم در بازار بورس نیویورک (New York Stock Exchange – NYSE) و هم در بازار نزدک (NASDAQ) فعالیت می‌کنند. نام داوجونز از نام چارلز داو (Charles Dow) کسی که این شاخص را در سال 1896 به همراه همکارش ادوارد جونز (Edward Jones) طراحی کرد، گرفته شده است.

وقتی که گزارشگران شبکه‌های تلویزیونی برای توصیف بازار از جملاتی مانند «بازار امروز خوب بوده است» و یا «بازار امروز روندی صعودی را طی کرده است» استفاده می‌کنند معمولاً منظورشان حرکات شاخص داوجونز است.

شاخص میانگین صنعتی داوجونز به‌عنوان دومین شاخص قدیمی بازار در ایالات متحده شناخته می‌شوند. شایان ذکر است که نام اول این شاخص در بازارهای آمریکا شاخص میانگین ترابری و حمل‌ونقل (Dow Jones Transportation Average) بوده است.

همچنین شاخص میانگین صنعتی داوجونز به‌گونه‌ای طراحی شده است تا به‌عنوان معیاری برای سنجش سلامت اقتصاد کلی ایالات متحده آمریکا در نظر گرفته شود.
نکات کلیدی

  • شاخص میانگین صنعتی داوجونز (DJIA) به‌عنوان یک معیار تحت بررسی در بازار شناخته شده و سهام شرکت‌های برتر و معتبر بازار را دربرمی‌گیرد. سهام این شرکت‌ها می‌توانند در بازار بورس نیویورک یا در بازار NASDAQ معامله شوند.
  • شاخص میانگین صنعتی داوجونز به‌عنوان یک شاخص وزن‌دار شناخته می‌شود که وزن این شاخص از قیمت 30 شرکت بزرگ که سهام‌شان به‌طور عمومی در بازارهای بورس نیویورک یا نزدک معامله می‌شود به‌دست می‌آید.
  • این شاخص توسط چارلز داو و همکارش ادوارد جونز در سال 1896 به‌عنوان معیاری برای سنجش سلامت اقتصاد کلان در ایالات متحده آمریکا طراحی شد.

 

درک مفهوم شاخص میانگین صنعتی داوجونز

به شاخص میانگین صنعتی داوجونز به‌طور خلاصه (the Dow) نیز می‌گویند. این شاخص یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها در بازارهای مالی در سرتاسر دنیا است.

شاخص میانگین صنعتی داوجونز شامل 30 شرکت می‌شود که هر کدام از آن‌ها از بزرگ‌ترین شرکت‌های جهان به‌شمار رفته و درآمدی بسیار بالا دارند. از این کمپانی‌ها می‌توان به شرکت والت دیزنی، اکسون موبیل (Exxon Mobil) و مایکروسافت اشاره کرد.

زمانی که این شاخص برای اولین بار در سال 1896 به بازار معرفی شد، تنها شامل سهام 12 کمپانی می‌شد. هر یک از آن کمپانی‌ها به‌عنوان شرکت اصلی در صنعت خود فعالیت می‌کردند، برای مثال اصلی‌ترین شرکت‌ها در صنایع ریل‌سازی، بافت و کتان، گاز، شکر، تنباکو و صنایع نفتی برای اندازه‌گیری این شاخص انتخاب شدند.

در واقع شاخص میانگین صنعتی داوجونز نسخه‌ای کامل‌تر از شاخص میانگین حمل‌ونقل داوجونز بود، که این باعث شد که این شاخص (منظور شاخص صنعتی داوجونز) دومین شاخص قدیمی در ایالات متحده آمریکا باشد.

تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟

در ابتدای قرن بیستم عملکرد کلی شرکت‌ها ارتباط زیادی با رشد کلی و اخبار مربوط در آن صنعت داشتند. در نتیجه، رابطهٔ مستقیمی بین شاخص عملکردی داو و رشد یا ریزش اقتصادی در آن بخش از صنعت وجود داشت.

حتی امروزه، یک شاخص قوی و قدرتمند داوجونز نشان‌دهندهٔ یک اقتصاد قوی و سرپا است، در حالی که شاخص ضعیف داوجونز نشان‌دهنده یک اقتصاد روبه‌پایین و در حال تضعیف است.

با توجه به تغییرات رخ داده در اقتصاد در طی زمان، اجزای تشکیل‌دهندهٔ این شاخص نیز تغییر می‌کند. شاخص داوجونز معمولاً شرکت‌هایی که از اهمیت کمتری در حالت کنونی بازار برخوردارند را از محاسبات حذف کرده و شرکت‌های دیگری را جایگزین آن‌ها می‌نماید.

همچنین در صورت ایجاد تغییرات بزرگ و اثرگذار در اقتصاد کلان، اجزای این شاخص به‌گونه‌ای تغییر می‌کنند تا بتوانند به‌خوبی بازتاب این تغییر بزرگ را نمایان سازند. برای مثال، یک شرکت که درصد بسیار بزرگی از سرمایه‌هایش در بازار را در نتیجهٔ عدم‌ثبات مالی (financial distress) از دست داده ممکن است از شاخص داوجونز حذف شود.

میزان سرمایه بازار (market capitalization) به‌عنوان روشی برای اندازه‌گیری ارزش یک شرکت در نظر گرفته می‌شود. در این روش ارزش کنونی هر سهم شرکت در تعداد سهام منتشرهٔ آن شرکت ضرب می‌شوند.

سهامی با ارزش سهم بالاتر اثر بیشتری در این شاخص خواهند داشت یا به قولی از وزن بیشتری برخوردار خواهند بود. بنابراین، هرچه درصد تغییرات چنین سهمی (که از اثر زیادی در محاسبه شاخص برخوردار است) بیشتر باشد شاهد تغییر بیشتری نیز در مقادیر محاسبه‌شدهٔ نهایی خواهیم بود.

در ابتدا، چارلز داو این میانگین صنعتی را با جمع قیمت سهام 12 شرکت برتر و تقسیم کردن آن‌ها بر عدد 12 انجام می‌داد. نتیجهٔ نهایی به‌دست‌آمده در چنین حالتی یک میانگین ساده بود.

با گذر زمان، این فرمول تکمیل‌تر شده و مقادیری به آن اضافه شده و مقادیری نیز از آن کم شده‌اند. از این مقادیر می‌توان به جدا شدن دو شرکت و در نتیجه جدایی سهام آن‌ها یا ادغام شدن دو یا چند شرکت اشاره نمود. در این مرحله، با محاسبات ساده‌ای می‌توانیم متوجه شویم که روش محاسباتی گذشته در بازار امروز کاربردی ندارد.

فاکتور داو و نحوهٔ محاسبهٔ این شاخص

بعدها عددی به نام فاکتور داو (Dow divisor) نیز به وجود آمد. فاکتور داو یک عدد ثابت است که برای محاسبهٔ مقدار اثر حرکت یک واحدی قیمت در هر یک از سهام 30 شرکت تشکیل‌دهندهٔ شاخص میانگین صنعتی داوجونز در نظر گرفته شد.

همچنین تغییراتی نیز در این عدد ثابت داده شد تا با توجه به تغییرات شاخص میانگین صنعتی داوجونز بتواند ثبات خود را حفظ نماید. عدد کنونی شاخص میانگین صنعتی داوجونز برای فاکتور داو، طبق روزنامهٔ وال استریت ژورنال برابر با 0.14748071991788 است.

شاخص میانگین صنعتی داوجونز چیست؟

شاخص میانگین صنعتی داوجونز یک شاخص وزن‌دار نبوده و براساس مقدار سرمایهٔ شرکت‌هایش (مانند) طبقه‌بندی نشده است. بنابراین، این شاخص مجموعی از قیمت‌های یک سهم برای تمامی شرکت‌های سازندهٔ آن را نمایش می‌دهند که بر عدد مذکور (فاکتور داو) تقسیم می‌شود. عدد به‌دست‌آمده برابر با مقدار تغییری است که حرکت یک واحدی قیمت سهام هر یک از شرکت‌های تشکیل‌دهندهٔ این شاخص را بررسی می‌نماید.

فاکتور داو / قیمت ترکیبی سهام = قیمت شاخص میانگین صنعتی داوجونز

اجزای شاخص میانگین صنعتی داوجونز

این شاخص مرتباً به‌روزرسانی می‌شود و شرکت‌هایی که دیگر مطابق با دستورالعمل ذکر شده برای حضور در این شاخص نیستند از آن کنار گذاشته می‌شوند.

تا سال 1928، این شاخص به محدودهٔ کنونی‌اش رسیده بود. ترکیب آن شرکت‌ها از آن زمان تاکنون حدود 60 بار تغییر کرده است. اولین بار تنها 3 ماه پس از رونمایی از 30 سازندهٔ این شاخص، انجام گرفت. در سال‌های اولیهٔ این شاخص بحران اقتصادی آمریکا در سال 1929 اتفاق افتاد که در آن زمان طبعاً تغییرات زیادی در اجزای تشکیل‌دهندهٔ این شاخص صورت گرفت.

اولین تغییر وسیع در این شاخص در سال 1932 به انجام رسید، زمانی که تعداد 8 سهم از سازندگان این شاخص با سهام شرکت‌های دیگر تعویض شدند.

آخرین تغییرات گسترده در ترکیبات این شاخص در سال 1997 رخ داد. در این زمان، تعداد 4 شرکت از اعضا تشکیل‌دهندهٔ این شاخص جایگزین شده‌اند. Travelers Group با شرکت Westinghouse Electric و Johnson & Johnson با شرکت Bethlehem Steel جایگزین شد؛ شرکت Hewlett-Packard نیز جای Texaco را گرفت و شرکت Wal-Mart به‌جای Woolworths آمد.

دو سال بعد در سال 1999، 4 عضو دیگر از این شاخص تغییر کردند. در آن زمان شرکت‌های Chevron، Sears Riebuck، Union Carbide و Goodyear Tire از لیست خارج شدند و جای آن‌ها را شرکت‌های Home Depot، Intel، Microsoft و SBC Communications گرفته و در شاخص حاضر شدند.

آخرین تغییر بزرگ صورت گرفته در سال‌های اخیر به تاریخ 26 ماه ژوئن سال 2018 برمی‌گردد، زمانی که شرکت Walgreens Boots Alliance به‌جای شرکت General Electric Company وارد محاسبات شاخص شد. به‌علاوه، United Technologies با شرکت Raytheon Company ادغام‌شده و شرکت جدیدی تحت عنوان Raytheon Technologies ایجاد کردند.

همچنین در سال 2020 نیز DowDuPont تجزیه شده و Dow Chemical Company جای آن را گرفت. در 24 اوت سال 2020،‌ شرکت‌های Salesforce، Amgen و Honeywell جای ExxonMobil، Pfizer و Raytheon Technologies را در شاخص داو گرفتند.

جدول زیر نشان‌دهندهٔ فهرستی مرتب شده برحسب الفبا است که کمپانی‌هایی که در سال 2020 در شاخص میانگین صنعتی داوجونز لحاظ شده‌اند را نشان می‌دهد:
اجزای تشکیل‌دهندهٔ شاخص میانگین صنعتی داوجونز

Company Symbol Year Added
3M MMM 1976
American Express AXP 1982
Amgen AMGN 2020
Apple Inc. AAPL 2015
Boeing BA 1987
Caterpillar CAT 1991
Chevron CVX 2008
Cisco Systems CSCO 2009
The Coca-Cola Company KO 1987
Dow Inc. DOW 2019
Goldman Sachs GS 2013
The Home Depot HD 1999
Honeywell HON 2020
IBM IBM 1979
Intel INTC 1999
Johnson & Johnson JNJ 1997
JPMorgan Chase JPM 1991
McDonald’s MCD 1985
Merck & Co. MRK 1979
Microsoft MSFT 1999
NIKE NKE 2013
Proctor & Gamble PG 1932
Salesforce CRM 2020
The Travelers Companies TRV 2009
UnitedHealth Group UNH 2012
Verizon VZ 2004
Visa V 2013
Walmart WMT 1997
Walgreens Boots Alliance WBA 2018
The Walt Disney Company DIS 1991

مراحل مهم تاریخی شاخص میانگین صنعتی داوجونز

آنچه در ادامه آمده مراحل مهمی از دوران تاریخی شاخص میانگین صنعتی داوجونز هستند و دستاوردهای این شاخص را نشان می‌دهند:

  • 15 مارس سال 1993: بیشترین میزان افزایش واحد در یک روز در تاریخ این شاخص در روز 15 مارس سال 1993 رخ داد. در آن زمان، بازار روندی نزولی داشت و این روند نزولی، روندی قوی به‌شمار می‌رفت. اما در آن روز شاخص میانگین صنعتی داوجونز 34% رشد را تجربه کرده است این بدین معنی است که شاخص میانگین صنعتی داوجونز، در آن روز 8.26 واحد رشد کرده و در سطح 62.10 بسته شد.
  • 19 اکتبر سال 1987: در این روز شاخص داوجونز شاهد بزرگ‌ترین افت قیمتی یک‌روزهٔ خود بود. این روز هم‌زمان با روز دوشنبه سیاه (Black Monday) رخ داد. شاخص میانگین صنعتی داوجونز در این روز 22.61٪ افت کرد. جالب‌تر آنکه هیچ توضیح منطقی در پس این افت بازار وجود نداشت. هرچند عده‌ای اشتباهات کامپیوتری و معامله‌گری کامپیوتری را یک عامل اساسی در رخداد این سقوط قیمتی می‌دانند.
  • 17 سپتامبر سال 2001: افت قیمتی که در این روز رخ داد در کل تاریخ شاخص میانگین صنعتی داوجونز در رتبه چهارم قرار گرفته اما در زمان رخدادش بزرگ‌ترین آن‌ها به‌شمار می‌رفت. این افت قیمتی و سقوط شاخص میانگین صنعتی داوجونز در پی حملات 11 سپتامبر در شهر نیویورک اتفاق افتاد. در این روز شاخص میانگین صنعتی داوجونز 684.81 واحد یا 7.1٪ افت کرد. هرچند باید در نظر داشته باشیم که شاخص بیش از افت قیمتی‌اش در 17 سپتامبر نیز افت را تجربه نموده بود. برای مثال، این شاخص بیش از 1000 واحد را در بین تاریخ‌های 2 ژانویه تا 10 سپتامبر سال 2001 از دست داده بود. شاخص میانگین صنعتی داوجونز، پس از این افت قیمتی شروع به رشد کرده و تا آخر سال 2001، 10000 واحد رشد را تجربه نمود.
  • 3 ماه مِی سال 2013: در این روز شاخص داوجونز برای اولین بار در تاریخ 15000 واحد را رد کرد.
  • 25 ژانویه سال 2017: در این روز شاخص داوجونز برای اولین بار در سطحی بالاتر از 20000 واحد در تمامی تاریخش بسته شد.
  • 4 ژانویه سال 2018: شاخص در سطح 25075.13 واحدی بسته شد، این اولین بسته شدن شاخص در سطحی بالاتر از 25000 واحد بود.
  • 17 ژانویه سال 2018: شاخص برای اولین بار در سطح قیمتی 26115.65 بسته شد، که این اولین بسته شدن این شاخص در سطحی بالاتر از 26000 واحد بود.
  • 5 فوریه سال 2018: شاخص داوجونز سقوطی 1175.21 واحدی را تجربه کرد.
  • 21 سپتامبر سال 2018: شاخص به بالاترین سطح قیمتی خود برابر با 26743.50 واحد رسید.
  • 26 دسامبر سال 2018: شاخص میانگین صنعتی داوجونز در این روز بیشترین میزان حجم رشد روزانه‌اش را با 1086.25 واحد ثبت کرد.
  • 11 ماه جولای سال 2019: شاخص داوجونز برای اولین بار در تاریخش به سطحی بالاتر از 27000 واحد رسید.
  • روز 12 فوریه سال 2020: شاخ میانگین صنعتی داوجونز به بالاترین میزانش در تمامی تاریخ رسید. در این روز این شاخص به 29551 واحد رسید.
  • ماه مارس سال 2020: شاخص میانگین صنعتی داوجونز در طی این ماه به‌صورت متوالی رکوردهای افت را ثبت نمود. این رکورد در نتیجهٔ همه‌گیری و دنیاگیری ویروس کرونا ثبت شده‌اند. این افت‌ها باعث شدند تا شاخص میانگین صنعتی داوجونز به سطحی زیر 20000 واحد برسد و حتی طی یک روز ما شاهد افت 3000 واحدی در این شاخص نیز بودیم. هرچند در این میان نیز چندین بار شاهد بالا رفتن و پایین آمدن این شاخص با مقادیر بزرگ 2000 و 1500 واحدی نیز بودیم.

محدودیت‌های شاخص میانگین صنعتی داوجونز

بسیاری از منتقدان بر این باورند که شاخص میانگین صنعتی داوجونز به‌درستی تمامیت اقتصاد ایالات متحده آمریکا را نشان نمی‌دهد زیرا که تنها از 30 شرکت بزرگ تشکیل شده است.

آن‌ها باور دارند که تعداد این شرکت‌ها برای بازتاب وضعیت کلی اقتصاد در آمریکا بسیار کم بوده و عنوان می‌کنند که تعداد این شرکت‌ها باید بیشتر شوند تا شامل شرکت‌های کوچک یا شرکت‌هایی با اندازه‌های متفاوت شود تا بتواند وضعیت اقتصاد کلان در ایالات متحده را به‌خوبی منعکس کند.

بسیاری از منتقدان بر این باورند که شاخص (S&P 500) وضعیت اقتصادی ایالات  متحده آمریکا را بسیار بهتر نمایش می‌دهد زیرا این شاخص شامل 500 شرکت است. 500 شرکت در برابر تنها 30 شرکتی که در شاخص میانگین صنعتی داوجونز در نظر گرفته شده‌اند. طبیعی است که شاخص S&P 500 دارای گستردگی بیشتری بوده و می‌تواند وضعیت اقتصادی را بهتر نمایش دهد.

در ادامه منتقدان بر این باورند که در نظر گرفتن صرف قیمت سهام یک کمپانی نمی‌تواند به‌خوبی وضعیت آن را شرح دهد، همان طور که میزان سرمایهٔ کل کمپانی در بازار سرمایه نمی‌تواند به‌خوبی وضعیت کل آن کمپانی را نمایش دهد.

در این روش شرکتی با قیمت سهام بالاتر اما با سرمایهٔ بازاری کمتر وزن بیشتری نسبت به شرکتی با قیمت سهام کمتر اما با سرمایهٔ بازاری بیشتر خواهد داشت که این موضوع خود یک ضعف در نمایش وضعیت اصلی و اندازه واقعی این شرکت‌ها است.

دسته‌ها
مقالات بازارهای مالی

اطلاعات بنیادی در بازار های مالی چیست؟

اطلاعات بنیادی در بازار‌های مالی چیست؟

اطلاعات بنیادی (Fundamentals) شامل اطلاعات کمی ‌و کیفی پایه‌ای در مورد وضعیت مالی و یا سلامت اقتصادی یک شرکت، یک اوراق ‌بهادار، یک ارز، و ارزش‌گذاری متعاقب‌ آن‌ها می‌باشد. در حالی که اطلاعات کیفی (Qualitative information) شامل عناصری هستند که نمی‌توان‌ آن‌ها را به‌طور مستقیم اندازه‌گیری کرد، مواردی مانند تجارب مدیریتی (management experience) و غیره . تحلیل کمی‌ (Quantitative Analysis – QA) از ریاضیات و آمار به‌منظور درک ارزش دارایی‌ها و ‌پیش‌بینی جهت حرکت آن در آینده استفاده می‌کند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازارهای مالی می‌توانید از مطلب آموزشی «بازارهای مالی چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • اطلاعات بنیادی روش‌هایی را برای تعیین ارزش مالی یک شرکت، یک اوراق ‌بهادار و یا یک ارز فراهم می‌کنند.
  • اطلاعات کمی و کیفی‌ای به‌صورت پایه در تحلیل بنیادی لحاظ شده‌اند که در بررسی وضعیت مالی یک دارایی و یا سلامت یک اقتصاد مورد استفاده قرار می‌گیرند.
  • اطلاعات بنیادی موجود در اقتصاد کلان شامل موضوعاتی هستند که می‌توانند به‌طور کلی بر یک اقتصاد تأثیر بگذارند.
  • اطلاعات بنیادی اقتصاد خرد بر روی فعالیت‌های بخش‌های کوچک‌تر یک اقتصاد تمرکز دارند.
  • در کسب‌وکارها، اطلاعاتی مانند میزان سوددهی (profitability)، میزان درآمد (revenue)، دارایی‌ها (assets)، بدهی‌ها (liabilities)، و پتانسیل رشد (growth potential)، همگی به‌عنوان اطلاعات بنیادی در نظر گرفته می‌شوند.

درک کامل مفهوم اطلاعات بنیادی

در کسب‌وکارها و یا در اقتصاد، اطلاعات بنیادی نشان‌دهندهٔ ویژگی‌های اصلی و اطلاعات مالی مورد نیاز به‌منظور تعیین کردن سلامت و ثبات یک دارایی می‌باشند. این اطلاعات ممکن است شامل فاکتور‌های اقتصاد کلانی (macroeconomics) – فاکتورهایی در مقیاس بزرگ –  و یا موارد اقتصاد خرد (microeconomics)، که از آن تحت عنوان فاکتورهایی در مقیاس کوچک‌تر نامبرده می‌شود، اشاره کرد.

اطلاعات بنیادی در بازار های مالی چیست؟

‌تحلیل‌گران و ‌سرمایه‌گذاران این اطلاعات بنیادی را به‌منظور توسعه و بهتر کردن تخمین خود در مورد اینکه آیا دارایی پایه، ارزش سرمایه‌گذاری را دارد یا خیر، مورد استفادهٔ خود قرار می‌دهند. در کسب‌وکارها، اطلاعاتی مانند میزان ‌سوددهی، درآمد، سرمایه، بدهی‌ها، و همچنین پتانسیل رشد (growth potential) جزو اطلاعات بنیادی حساب می‌شوند. با استفاده از تحلیل بنیادی، شما می‌توانید امکان‌پذیریِ ‌سرمایه‌گذاری در یک شرکت را با به‌دست آوردن نسبت‌های مالی (financial ratios) آن شرکت محاسبه کنید.

در حالی که اطلاعات بنیادی معمولاً به‌عنوان فاکتورهایی مخصوص کسب‌وکارها و یا بررسی ارزش اوراق ‌بهادار به‌شمار می‌آیند، اقتصادهای ملی و همچنین ارزهای مرتبط با آن نیز اطلاعات بنیادی خاص خود را دارند که می‌توان‌ آن‌ها را نیز مورد تحلیل و بررسی قرار داد. برای مثال، نرخ‌های بهره (interest rates)، رشد تولید ناخالص داخلی (gross domestic product – GDP)، مازاد و یا کمبود ‌در معاملات (trade balance surplus/deficits)، و همچنین سطوح تورم (inflation rates) ‌برخی از اطلاعات بنیادی‌ای هستند که باید در بررسی کردن ارزش اقتصاد یک کشور به‌ آن‌ها توجه نمود.

اطلاعات بنیادی اقتصاد خرد و اقتصاد کلان

اطلاعات بنیادی اقتصاد کلان شامل مباحثی می‌باشند که می‌توانند به‌صورت کلی بر روی یک اقتصاد تأثیرگذار باشند. این موارد شامل آمارهایی در مورد بیکاری (unemployment)، مقادیر عرضه و تقاضا در بازار (supply and demand)، مقدار رشد اقتصادی (growth) و همچنین تورم (inflation)، به‌علاوهٔ در نظر گرفتن سیاست‌های مالی و پولی (fiscal and monetary policies) و همچنین مبادلات بین‌المللی می‌شوند. این دسته‌بندی‌ها می‌توانند به تحلیل یک اقتصاد در مقیاس بزرگ‌ به‌صورت کلی اعمال شده و یا می‌توان از‌ آن‌ها برای انجام تغییراتی براساس تأثیرات اقتصاد کلان در یک کسب‌وکار، استفاده نمود. در مقیاس بزرگ، اطلاعات بنیادی اقتصاد کلان همچنین بخشی از تحلیل از بالا به پایین (top – down analysis) شرکت‌ها می‌باشند.

اطلاعات بنیادی اقتصاد خرد بر روی فعالیت‌های بخش‌های ‌کوچک‌تر اقتصاد، مانند فعالیت‌های یک بخش یا یک بازار تمرکز می‌کنند. این تمرکز در سطوح پایین‌تر می‌تواند بر مسائلی مانند عرضه و تقاضا در یک بخش خاص، نیروی کار، و تئوری‌هایی در مورد مصرف‌کنندگان و واحد‌های اقتصادی باشد. تئوری مصرف‌کنندگان (Consumers theory)، در مورد نحوهٔ مصرف بودجهٔ محدود مصرف‌کنندگان به بررسی می‌پردازد. تئوری واحد‌های اقتصادی (Theory of the firms) بیان می‌کند که یک کسب‌وکار وجود دارد و به اتخاذ کردن تصمیماتی به‌منظور کسب سود می‌پردازد.

اطلاعات بنیادی در کسب‌وکارها

با نگاه کردن به موارد اقتصادی یک کسب‌وکار، که شامل مدیریت کلی (overall management) و همچنین گزارشات مالی (financial statements) می‌شود، ‌سرمایه‌گذاران در واقع در حال نگاه کردن به اطلاعات بنیادی آن شرکت می‌باشند. نه تنها این اطلاعات نشان‌دهندهٔ سلامت یک کسب‌وکار می‌باشند، بلکه همچنین نشان‌دهندهٔ احتمال رشد این شرکت/واحد اقتصادی در آینده نیز می‌باشند. یک شرکت با بدهی پایین و همچنین مقدار پول نقد کافی (sufficient cash)، به‌عنوان شرکتی با اطلاعات بنیادی قوی شناسایی می‌شود.

اطلاعات بنیادی قدرتمند این نشانه را به ما می‌دهند که کسب‌وکار مدنظر دارای ساختار مالی مناسبی می‌باشد. در حالت عکس، شرکت‌هایی با اطلاعات بنیادی ضعیف ممکن است مشکلاتی در برخی زمینه‌ها، مانند مدیریت کردن پرداخت دیون، کنترل هزینه‌ها و یا مدیریت کل نهاد را داشته باشند. یک کسب‌وکار با اطلاعات بنیادی قوی احتمال ‌بیشتری دارد تا بتواند از شرایط سخت اقتصادی، مانند رکود (depression) و یا کسادی (recession) در اقتصاد، نسبت به یک شرکت با اطلاعات بنیادی ضعیف، جان سالم به در ببرد. همچنین، قوی بودن شرکت در اطلاعات بنیادی می‌تواند به ‌سرمایه‌گذاران سیگنال وجود ریسک کمتر در سرمایه‌گذاری را بدهد، و در نتیجه سرمایه‌گذاران نیز خرید سهام شرکت مذکور را در نظر می‌گیرند.

تحلیل بنیادی

‌سرمایه‌گذاران و ‌تحلیل‌گران مالی به ارزیابی کردن اطلاعات بنیادی یک شرکت به‌منظور مقایسه کردن آن‌ها با دیگر شرکت‌های همتا، و همچنین قیاس آن‌ها با کل بازار، و یا حتی مقایسهٔ آن با اطلاعات خود شرکت در گذشته علاقه دارند. تحلیل اطلاعات بنیادی شامل ریز شدن در صورت‌های مالی منتشر شده توسط شرکت به‌منظور استخراج کردن مقادیر سود و پتانسیل رشد، ریسک نسبی و غیره می‌باشد و در نهایت با استفاده از این اطلاعات، نتیجه‌گیری می‌کنند که آیا سهام این شرکت بالاتر از ارزش واقعی (overvalued)، پایین‌تر از آن (undervalued) یا به‌صورت منصفانه (fairly valued) در بازار ارزش‌گذاری شده‌اند.

اطلاعات بنیادی در بازار های مالی چیست؟

معمولاً تحلیل اطلاعات بنیادی شامل محاسبه کردن و بررسی کردن نسبت‌ها (ratios) به‌منظور انجام مقایسه‌ای منطقی بین شرکت‌ها می‌باشد. برخی از معمول‌ترین نسبت‌های استفاده شده در تحلیل بنیادی در ادامه لیست ‌شده‌اند:

  • نسبت بدهی به سرمایه (debt – to – equity ratio, DE): نحوهٔ تأمین بودجه مورد نیاز یک شرکت بهذمنظور انجام عملیات‌هایش را بررسی می‌کند.
  • نسبت سریع (Quick ratio): به‌منظور بررسی توانایی پرداخت دیون کوتاه‌مدت توسط شرکت به‌کار می‌رود.
  • درجهٔ اهرم مالی (Degree of financial leverage – DFL): اندازه‌گیرندهٔ مقدار ثبات و نوسانات در سود کسب‌شده به‌ازای هر سهم (earnings per share – EPS) می‌باشد.
  • نسبت قیمت به سود (Price to earnings – P/E): نسبتی است که مقدار ‌سرمایه‌گذاری را به درآمد کسب‌شده به دلار می‌سنجد.
  • تحلیل به سبک دوپون (DuPont Analysis): این تحلیل که توسط شرکت دوپون معروف شده است، بر مقدار سود به‌ازای سرمایه (Return on equity – ROE) توجه دارد. که خود با بررسی مواردی همچون استفادهٔ بهینه از دارایی‌ها (asset use efficiency)، انجام عملیات بهینه (operating efficiency) و همچنین اهرم مالی (financial leverage) مورد بررسی قرار می‌گیرد.

تحلیل بنیادی می‌تواند با نگرشی جامع انجام شده و نسبت‌های مختلفی را به‌کار ببرد. همچنین این تحلیل‌ها می‌توانند شامل تحلیل به‌صورت بالا به پایین (top – down analysis) و همچنین پایین به بالا (bottom – up analysis) انجام شوند تا بتوان در مورد موضوع تحلیل شده به جمع‌بندی مطلوبی رسید و در آن حالت، در صورت نیاز اقدامات لازم را انجام داد.

مثال‌هایی واقعی از اطلاعات بنیادی

در سه ماههٔ چهارم سال 2018، براساس گزارشات (Market Watch)، شرکت‌های حوزهٔ تکنولوژی با سرمایهٔ بالا (Large – cap) مانند مایکروسافت و اپل برای اولین بار از سال 2010 مقدار سرمایه یکسانی را در بازار داشتند. با وجود اینکه دو شرکت مقدار سرمایهٔ بازاری یکسانی در حدود 850 میلیارد دلار داشتند،‌ آن‌ها از لحاظ اطلاعات بنیادی با یکدیگر بسیار متفاوت بودند. برای مثال، سهام ‌مایکروسافت در سطح 45 برابری درآمد خود معامله می‌شد در حالی که سهام اپل در سطح 15 برابری درآمد خود در حال معامله بود.

همچنین، در حالی که درآمدهای ‌مایکروسافت در زمینه‌های (Software as a service – SaaS) و همچنین فروش نرم‌افزار ‌پیش‌بینی شده بود، عمده درآمدهای اپل همچنان به فروش سخت‌افزارها وابسته بود. درآمد اپل در حدود 5/2 برابر درآمد ‌مایکروسافت بود، همچنین بازار جهانی برای محصولات اپل بسیار اشباع شده‌تر نسبت به بازار جهانی نرم‌افزارهای ‌مایکروسافت می‌باشد.

با وجود اینکه هر دو شرکت مقدار سرمایهٔ بازاری برابری داشته‌اند، اما‌ آن‌ها دارای اطلاعات بنیادی بسیار متفاوتی هستند. که باید این موارد را – به‌ویژه، در نظر گرفتن چشم‌انداز رشد شرکت در آینده – در حین انجام ‌سرمایه‌گذاری‌های احتمالی در این سهام در نظر داشت.

دسته‌ها
مقالات بازارهای مالی مقالات عمومی

رکود بزرگ چیست؟

رکود بزرگ چیست؟

رکود بزرگ (Great Depression) بزرگ‌ترین و طولانی‌ترین رکود اقتصادی در تاریخ مدرن جهان است. این رکود بزرگ با درهم شکستن بزرگ بازار سهام در سال 1929 (Stock Market crash of 1929) آغاز شد و تا پایان سال 1946، یک سال پس از پایان جنگ جهانی دوم ادامه یافت. اقتصاددانان و تاریخ‌دانان، معمولاً این واقعه را به‌عنوان فاجعه‌آمیزترین رخداد اقتصادی در قرن 20 توصیف می‌کند.

درهم شکسته شدن بازار سهام

در دوران رکود کوتاه‌مدت که از سال 1920 تا 1921 به طول انجامید، (که به آن  رکود فراموش‌شده (forgotten depression) نیز گفته می‌شود)، بازار سهام ایالات متحده آمریکا نزدیک به 50 درصد سقوط کرد، و مجموع سود بازار تا سطح 90 درصد افت کرد. هرچند، اقتصاد ایالات متحده آمریکا در ادامهٔ دهه رونق گرفت و موفق بود. در دورانی تحت عنوان (roaring twenties) عموم مردم با بازار سهام آشنایی پیدا کردند و با سرعت به آن ورود کردند.

رکود بزرگ چیست؟

هیجان معامله‌گران، هم بر روی بازارهای املاک (Real State Markets) و هم بر روی بازار اوراق بهادار نیویورک (New York Stock Exchange – NYSE) تأثیر گذاشت. سست شدن میزان عرضهٔ پول و سطوح بالای معامله با مارجین توسط سرمایه‌گذاران باعث شدند تا رشد بیش از اندازه در قیمت دارایی‌ها همچنان افزایش پیدا کند. این رشد بی‌سابقه تا ماه اکتبر سال 1929 ادامه یافت تا جایی که قیمت‌ها به بالاترین سطح خود، که بیش از 30 برابر بیشترین مقدار بود، برسند؛ و شاخص میانگین صنعتی داو جونز (Dow Jones Industrial Average – DJIA) نیز به میزان 500 درصد در طی تنها 5 سال رشد نمود. مجموعهٔ تمامی این فاکتورها در نهایت باعث شدند که بازار سهام درهم بشکند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شاخص میانگین صنعتی داوجونز می‌توانید از مطلب آموزشی «شاخص میانگین صنعتی داوجونز چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • رکود بزرگ، بزرگ‌ترین و طولانی‌ترین رکود اقتصادی در تاریخ مدرن جهان است.
  • در دههٔ 1920، جامعهٔ ایالات متحده آمریکا با هیجان به سرمایه‌گذاری و معامله‌گری در بازار سهام مشغول بود.
  • شکست بازار در سال 1929، بخش بزرگی از ارزش اسمی سرمایهٔ افراد و کسب‌وکارها را به کلی نابود کرد.
  • فاکتورهای دیگری شامل عدم فعالیتی که به دنبال فعالیت بیش از حد فدرال رزرو صورت گرفته بود نیز بر رکود بزرگ تأثیر داشتند.
  • هر دو رئیس‌جمهور آمریکا در این دوران، رئیس‌جمهور هووِر و روزولت سعی کردند تا با استفاده از سیاست‌های دولتی، تأثیر این رکود اقتصادی را به حداقل برسانند.
  • نمی‌توان هیچ‌یک از سیاست‌های دولت و یا شروع جنگ جهانی دوم را به‌طور خاص در پایان یافتن این رکود اقتصادی مؤثر بدانیم.
  • مسیرهای معاملاتی که در طی جنگ جهانی دوم باز شدند، پس از اتمام جنگ نیز باز نگه داشته شدند و به بازار کمک کردند تا بتواند خود را بازیابی کند.

حباب بازار بورس نیویورک در روز 24 ماه اکتبر سال 1929 به نحوی شدید ترکید، روزی که از آن به‌عنوان پنجشنبه سیاه (Black Thursday) نام برده می‌شود. یک رالی قیمتی کوتاه در روز 25 اکتبر، روز جمعه صورت گرفت که این رالی کوتاه تا نیمه‌های روز شنبه 24 اکتبر نیز ادامه داشت. هرچند، در هفتهٔ بعد شاهد وقوع دوشنبه سیاه (Black Monday) در روز 28 اکتبر و سه‌شنبه سیاه (Black Tuesday) در تاریخ 29 اکتبر سال 1929 بودیم. شاخص میانگین صنعتی داو جونز (DJIA) تنها در طی دو روز بیش از 20 درصد افت کرد و بازار نیز در نهایت تقریباً 90 درصد از بالاترین نقطه‌ای که در سال 1929 به آن رسیده بود، سقوط کرد.

امواج این شکست اقتصادی در تمامی اقیانوس آتلانتیک تا اروپا ادامه داشت و باعث ایجاد بحران‌های مالی مانند ورشکستگی بانک «Boden – Kredit Anstalt»، مهم‌ترین بانک اتریش در آن زمان شد. در سال 1931، فاجعهٔ اقتصادی پیش‌آمده، اقتصاد هر دو قاره را درهم کوبید.

سقوط بازار ایالات متحده آمریکا

سقوط بازار سهام در سال 1929 باعث از بین رفتن بخش عظیمی از ثروت اسمی (Nominal Wealth) شد، چه ثروت اسمی شرکت‌ها و چه ثروت اسمی‌ای که افراد صاحب آن بودند، که این مسئله خود اقتصاد ایالات متحده آمریکا را رو به ‌زوال برد. در ابتدای سال 1929، نرخ بیکاری در ایالات متحده آمریکا برابر با رقم 3.2 درصد بود، و در سال 1933، این رقم تا عدد 24.9 بالا رفته بود. با وجود اقدامات بی‌سابقه دولت و دخالت‌های آن در بخش اقتصادی که توسط هر دو رئیس‌جمهور هربرت هوور (Herbert Hoover) و فرانکلین دلانو روزولت (Franklin Delano Roosevelt) انجام شد، نرخ بیکاری همچنان در بالای سطح 18.9 درصد در سال 1938 باقی مانده بود. میزان تولید ناخالص داخلی سرانه (Per Capita Gross Domestic Product – GDP) نیز همچنان در سطحی پایین‌تر از سطح سال 1929 باقی مانده بود. تا زمانی که ژاپنی‌ها بندر پرل هاربر (Pearl Harbor) را در اواخر سال 1941 میلادی بمباران کردند.

رکود بزرگ چیست؟

در حالی که این درهم شکستگی اقتصادی منجر به نزول اقتصاد به طول 1 دهه شد، بیشتر تاریخ‌دانان و اقتصاددانان با یکدیگر هم‌نظرند که این شکست اقتصادی به تنهایی موجب وقوع رکود بزرگ نشد. آن‌ها نیز نمی‌توانند توضیحی بدهند که چرا این سقوط این‌قدر عمیق بود و چرا ماندگاری بسیار طولانی‌ای داشت. انواعی از وقایع خاص و سیاست‌هایی که در طی دوران رکود بزرگ اتخاذ شده بودند باعث شدند تا این واقعه در تمامی دههٔ 1930 گریبان‌گیر اقتصاد آمریکا باشد.

اشتباهاتی که توسط فدرال رزرو جوان انجام شد

فدرال رزرو جوان (New Federal Reserve – the Fed) نتوانست به‌درستی میزان عرضهٔ پول و اعتبارات را، چه پیش و چه پس از شکست بازار در سال 1929 کنترل کند. این سخنان توسط افرادی از مکتب پول‌گرایی (Monetarist) مانند میلتون فریدمن (Milton Freidman) عنوان شدند و توسط رئیس سابق فدرال رزرو، بن برنانکه (Ben Bernanke) نیز مورد تصدیق قرار گرفتند.

با وجود تأسیس فدرال رزرو ایالات متحدهٔ آمریکا در سال 1913، در طی 8 سال اولیه به وجود آمدنش فعالیتی نکرد. پس از آنکه اقتصاد توانست خود را از رکود رخ‌داده در سال‌های 1920 تا 1921 رها کند، فدرال رزرو اجازهٔ اجرای سیاست‌های گسترشی پول را (سیاست‌های انبساطی – Monetary Expansion) را صادر کرد. سطح عرضهٔ پول تا 28 میلیارد دلار بالا رفت. این اتفاق در طی سال‌های 1921 تا 1928 رخ داد، باعث افزایش 61.8 درصدی در عرضهٔ پول شد. سپرده‌های بانک‌ها تا سطح 51.1 درصدیِ ذخایر رسید و مقادیر وام داده‌شده تا سطح 224.3 درصد افزایش پیدا کرد؛ و طبق سیاست‌های جدید، ذخایر بیمه‌های عمر نیز تا سطح 113.8 درصدی نیز جهش داشتند. تمامی این‌ها زمانی رخ دادند که فدرال رزرو مقادیر ذخیره‌شدهٔ مورد نیاز (required reserves) را به سطح 3 درصدی در سال 1917 کاهش داد. این اتفاقات در حالی بود که ذخایر طلا‌یی که توسط خزانه‌داری و فدرال رزرو اداره می‌شدند در آن زمان تنها برابر 1.16 میلیارد دلار بود.

با افزایش میزان عرضهٔ پول و همچنین پائین نگه‌داشتن نرخ بهره در طی این دهه، فدرال رزرو باعث تحریک رشد بسیار سریع و گسترش اقتصادی شد که خود پیش درآمدی برای فروپاشی اقتصادی شد. بسیاری از پول‌های مازاد عرضه‌شده باعث رشد تورم در بازار سهام و همچنین ایجاد حباب‌هایی در بازار مسکن شدند. پس از ترکیدن این حباب‌ها و شکست در بازار سهام، فدرال رزرو مسیری عکس را انتخاب کرد و میزان عرضه پول را تا سطح 1/3 پائین آورد. این کاهش شدید منجر به رخ دادن مشکلات نقدینگی زیادی برای بسیاری از بانک‌های کوچک شد و همچنین باعث از بین رفتن امیدها به‌منظور یک بهبود سریع در بازار گشت.

فدرال رزرو خسیس در دهه 30 میلادی

همان طور که نوشته‌های برنانکه در ماه نوامبر سال 2002 نشان می‌دهد، پیش از  وجود فدرال رزرو ، هراس‌های بانکی به وجود آمده در جامعه در طی چند هفته برطرف می‌شدند. مؤسسات بزرگ مالی خصوصی نیز مقادیری پول به قدرتمندترین شرکت‌ها و مؤسسات کوچک به‌منظور حفظ تمامیت سیستم وام می‌دادند. چنین سناریویی در 2 دههٔ قبل، در دوران وحشت سال 1907 (Panic of 1907) نیز رخ داده بودند.

پس از فروش‌های دیوانه‌وار صورت گرفته در طی روند نزولی بازار بورس نیویورک، بسیاری از بانک‌ها فاقد نقدینگی شدند، که این خود باعث شد بانکدار سرمایه‌گذار جِی ‌پی مورگان (J.P. Morgan) وارد بحران وال استریت شده و مقادیر مشخصی از سرمایه‌ را به بانک‌هایی که فاقد هیچ‌گونه پولی بودند انتقال دهند. نکتهٔ کنایه‌آمیز آن‌جاست که ترس از این سرمایه‌گذاران بود که باعث شده بود دولت به دنبال تشکیل فدرال رزرو برود، تا بتواند اِتکای خود را بر سرمایه‌گذاران منفرد مانند جِی ‌پی مورگان را از بین ببرد.

پس از وقوع پنجشنبه سیاه، مدیران و رؤسای بسیاری از بانک‌ها در نیویورک تلاش کردند تا با خرید بلوک‌های بزرگی از سهام شرکت‌های برجسته (Blue-chip stocks: به سهام انواعی از ابرشرکت‌ها در بازار بورس نیویورک اطلاق می‌شود، که از نظر کیفیت، اطمینان و توانایی سودآوری از شهرتی ملی برخوردارند.) آرامش را به بازار اِلقا کنند. آن‌ها این سهم‌ها را با قیمت‌هایی بالاتر از قیمت‌های بازار خریداری می‌کردند. در حالی که این اَعمال باعث وقوع یک رالی قیمتی کوتاه در روز جمعه شدند، فروش‌های وحشت‌زده مردم تا روز دوشنبه ادامه یافت. در طی دهه‌هایی که پس از سال 1907، بازار سهام به بالاتر از سطحی رسیده بود که چنین افرادی بتوانند با اتخاذ این سیاست‌ها، آن را کنترل کنند. حال، تنها فدرال رزرو آن‌قدر بزرگ بود که بتواند سیستم مالی ایالت متحده آمریکا را سرپا نگه دارد.

هر چند، فدرال رزرو در انجام این کار با تزریق پول نقد (Cash Injection) به بازار در طی سال‌های 1929 تا 1932 شکست خورد. به جای آن، فدرال رزرو تماشا کرد که مقدار عرضهٔ پول درهم شکسته شده و هزاران بانک از ادامهٔ فعالیت بازماندند. در آن زمان، قوانین بانکداری این موضوع را برای مؤسسات بسیار سخت کرده بودند تا رشد کرده و به‌اندازه‌ای گسترش یابند تا بتوانند از چنین بحران‌هایی به سلامت خارج شوند.

واکنش تند فدرال رزرو، در حالی که درک آن سخت می‌باشد، ممکن است به این خاطر رخ‌داده باشد تا کمک‌های انجام‌شده بیش از حدّ بانک‌ها برای جلوگیری از فروپاشی‌شان، در آینده منجر به عدم پذیرش مسئولیت مالی نشود. برخی تاریخ‌دانان باور دارند که فدرال رزرو در اصل موجب ایجاد شرایطی شد که باعث برافروختگی بیش از حدّ اقتصاد گردید و شرایط وخیم اقتصادی را بیش از پیش بدترکرد.

هووِر، رئیس‌جمهوری که قیمت‌ها را بالا نگه داشت

با وجود اینکه معمولاً از هربرت هوور به‌عنوان رئیس‌جمهوری که هیچ‌کاری انجام نمی‌دهد یاد می‌شود، او اقداماتی را پس از وقوع شکست در بازار انجام داد. در بین سال‌های 1930 تا 1932، او مخارج فدرال (Federal Spending) را تا 42 درصد افزایش داد و عموم را در برنامه‌هایی مانند «همکاری به‌منظور ساخت دوباره اقتصاد مالی» (Reconstruction Finance Corporation) درگیر کرد و مالیات‌ها را نیز به‌منظور تحقق این مهم، افزایش داد. همچنین رئیس‌جمهور از برنامهٔ جذب مهاجران در سال 1930 جلوگیری به عمل آورد تا بتواند از سرازیر شدن کارگرانی با مهارت پایین به بازار کار جلوگیری کند. متأسفانه، بسیاری از مداخلات او و کنگره پس از وقوع شکست اقتصادی در زمینه‌های دستمزدها، نیروی کار، تجارت و همچنین کنترل قیمت‌ها به بازار و توانایی آن به‌منظور تنظیم و جابه‌جا کردن منابعش آسیب رساند.

یکی از موضوعات اصلی مدنظر هوور این بود که دستمزد کارگران باید در دوران رکود اقتصادی قطع شود. تا از پرداخت چک‌های حقوقی در تمامی صنایع اطمینان حاصل شود، او دلیل آورد که بدین سبب، قیمت‌ها باید همچنان بالا بمانند. برای بالا نگه داشتن قیمت‌ها، مصرف‌کنندگان مجبورند تا مقدار بیشتری پول بپردازند. از آنجایی که اموال بیشتر مردم در طی این رکود آسیب شدیدی دیده بود، بسیاری از افراد آن حجم از دسترسی به منابع مالی را نداشتند تا بتوانند آن را خرج کالاها و خدمات‌ کنند. همچنین شرکت‌ها نیز نمی‌توانستند بر روی معاملات بین‌المللی خود حساب کنند، زیرا کشورهای خارجی علاقه‌ای نداشتند تا کالاهای بیش از حد قیمت‌گذاری شدهٔ آمریکایی را خریداری کنند و خود آمریکایی‌ها نیز تمایلی به انجام این کار نداشتند.

سیستم حمایت از تولیدات داخلی درایالات متحده آمریکا (U.S. Protectionism)

این واقعیت ناراحت‌کننده باعث شد تا هوور دست به تصویب قانونی بزند که در آن، به‌منظور بالا نگه داشتن قیمت‌ها و همچنین دست‌مزدها، رقیبان ارزان‌تر خارجی باید از بازار خارج می‌شدند. به دنبال انجام این کار، و با وجود اعتراضات بیش از هزاران اقتصاددان در سراسر کشور، هوور این قانون را در «Smoot-Hawley Tariff Act of 1930» تصویب نمود. این قانون ابتدا به‌منظور حفاظت از صنایع کشاورزی بود، اما به‌سرعت به صنایع مختلف وارد شد و تعرفه‌های گمرکی سنگینی بر 880 نوع از کالاهای خارجی اعمال شد. نزدیک به 36 کشور نیز این اقدام را تلافی کردند و مقدار واردات از 7 میلیارد دلار در سال 1929 به تنها 2.5 میلیارد دلار در سال 1932 رسید. تا سال 1934، سطح معاملات بین‌المللی ایالات متحده تا 66 درصد کاهش داشت. جای تعجبی هم نیست که با این اتفاقات، اقتصاد بین‌المللی در سرتاسر جهان روبه‌ زوال گذاشت.

میل هوور در نگه‌داشتن شغل‌ها و همچنین سطوح درآمدی اشخاص و شرکت‌ها قابل درک بود. هر چند، او کسب‌وکارها را تشویق کرد تا دستمزدها را بالاتر برده، از اخراج کارگران و تعدیل نیرو خودداری کنند، و قیمت‌ها را در زمانی که قاعدتاً باید سقوط می‌کردند، همچنان بالا نگه دارند. با وقوع چرخهٔ پیشین رکود در بازار، ایالات متحده آمریکا 1 تا 3 سال از دستمزد کم و بیکاری رنج کشید تا زمانی که کاهش قیمت‌ها منجر به بهبودی اوضاع شد. نگهداری از چنین سطوح مصنوعی‌ای (Artificial Levels) سخت بود، و ایالات متحده آمریکا نتوانست از این سطوح حمایت کند، تمامی این موارد در کنار تأثیرات قطع شدن مبادلات بین‌المللی، باعث شد تا وضعیت اقتصاد ایالات متحده آمریکا از حالت کسادی، وارد فاز رکودی شود.

قرارداد جدید بحث‌برانگیز

در سال 1933، رئیس‌جمهور فرانکین روزولت پس از انتخاب به این سِمت، قول تغییرات عظیمی را داد. قرارداد جدید او، شامل یک سری از اعمال نوآورانه و بی‌سابقه به‌منظور تقویت اقتصاد ایالات متحده آمریکا، کاهش نرخ بیکاری و همچنین محافظت از جامعه بود.

این مفاهیم با وجود اینکه ارتباط زیادی به اقتصاد کِینِزی (Keynesian Economics) نداشتند، بر آن بودند که دولت باید به تحریک اقتصادی (Economic Stimulating) بپردازد. توافق جدید اهداف والایی را برای ساختن و حفظ زیرساخت‌های ملی (National Infrastructure)، ایجاد مشاغل برای همهٔ افراد (Full Employment)، و ایجاد دستمزدهای سالم (healthy wages) تعیین کرد. دولت به دنبال دستیابی به این اهداف با استفاده از قیمت‌ها، دستمزدها و همچنین کنترل سطوح تولیدی بود.

برخی از اقتصاددانان ادعا می‌کنند که روزولت، دخالت‌های هوور را در مقیاسی بزرگ‌تر ادامه داد. او همچنان تمرکزی شدید بر روی حمایت از قیمت‌ها داشت و دستمزدها را تا حدّ ممکن پایین آورد و همچنین استانداردهای طلا (Gold Standard) را از قوانین کشوری حذف کرد، این خود منجر شد تا افراد نتوانند به احتکار سکه‌های طلا و یا شمش‌های طلا (Gold Bullion) بپردازند. او قوانین انحصارطلبانه (Monopolistic) و رقابتیِ کسب‌وکارها را منع نمود، و ده‌ها برنامهٔ کار عمومی جدید (Public Works) و آژانس‌های ایجاد شغل (Job-creation Agencies) را تأسیس کرد.

در دوران دولت روزولت، او به کشاورزان و دامداران مبالغی پرداخت کرد تا از تولید اضافه‌تر جلوگیری کند. یکی از دردناک‌ترین واقعه‌های روی‌داده در این دوران، از بین بردن محصولات کشاورزی اضافه بود، در حالی که بسیاری از مردم (بالغ بر هزاران نفر) در آمریکا دسترسی به غذای مورد نیازشان را نداشتند.

مالیات‌های فدرال (Federal Taxes) در بین سال‌های 1933 تا 1940 به‌منظور تأمین هزینه‌های مالی انجام این کارها، 3 برابر افزایش یافتند و در کنار آن‌ها، برنامه‌های جدیدی مانند برنامه تأمین اجتماعی (Social Security) نیز کلید خوردند. این افزایش‌ها شامل افزایش مالیات بر مصرف، مالیات اعمال‌شده به درآمدهای شخصی، مالیات‌ ارث، مالیات‌ به درآمدهای شرکت‌ها و همچنین مالیات‌ سود مازاد بودند.

موفقیت‌ها و شکست‌های قرارداد جدید

توافق جدید باعث تثبیت دوبارهٔ اعتماد عمومی شد، و همچنین نتایج قابل لمسی را نیز تولید کرد، که شامل بازیابی و ثبات دوبارهٔ سیستم مالی می‌شدند. روزولت اعلام کرد که بانک‌ها به مدت یک هفته در ماه مارس سال 1933 برای جلوگیری از هرگونه فروپاشی سازمانی به علت برداشت‌های وحشت‌زدهٔ مردم (panicked withdrawals) تعطیل می‌شوند. همچنین برنامه‌هایی به‌منظور ساخت شبکه‌ای از سدها، پل‌ها، تونل‌ها و جاده‌ها ادامه یافته‌اند. این پروژه‌ها خود منجر به ایجاد شوق برای هزاران نفر از طریق برنامه‌های کار فدرال شدند.

با وجود اینکه اقتصاد تا حدی بازیابی شد، اما این بازیابی ضعیف‌تر از آن بود که سیاست‌های قرارداد جدید را به‌صورت بی‌پرده، در بیرون کشیدن آمریکا از دوران رکود بزرگ موفق بدانیم.

تاریخ‌دانان و اقتصاددانان در مورد دلیل اختلاف‌نظر دارند. معتقدان به نظریهٔ کِینِزی، عدم وجود مخارج فدرال در این حالت را سرزنش می‌کنند که روزولت در نقشه‌های بازیابی‌اش که به‌صورت دولتی انجام شده بود، به اندازهٔ کافی جلو نرفت. بالعکس، دیگران ادعا می‌کنند که تلاش او به‌منظور ایجاد جرقه‌ای برای بازیابی سریع اقتصاد، به‌جای اینکه اجازه دهند تا اقتصاد و یا چرخه‌های کسب‌وکاری روند اصلی خود را طی کنند و طی دو سال به نقطه کف رسیده (hitting bottom) و دوباره شروع به بهبود پیدا کنند، روزولت نیز مانند هووِر، باعث شد این رکود اقتصادی مدت طولانی‌تری ادامه پیدا کند.

چرخه اقتصادی به چه معناست؟

مطالعاتی که توسط دو اقتصاددان در دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس در سال 2004 در ژورنال «Journal of Political Economics» منتشر شد، تخمین زد که قرارداد جدید روزولت، باعث شد تا رکود بزرگ دست‌کم 7 سال بیشتر ادامه پیدا کند. هر چند، این احتمال نیز وجود دارد که بازیابی سریع – مشخصه‌هایی از دیگر بازیابی‌های سریع اقتصادی – امکان وقوع پیدا کردن در سال‌های پس از سال 1929 نداشته‌اند، و این اتفاق نیز به این دلیل بود که در آن زمان، اولین باری بود که عموم مردم، و نه تنها افراد حاضر در وال‌استریت، مقادیر زیادی از پول را در بازار سهام از دست می‌دادند.

رابِرت هیگز (Robert Higgs)، یک اقتصاددان و تاریخ‌شناس آمریکایی، استدلال کرد که قوانین جدید و قوانین نظارتی روزولت بسیار سریع انجام شده و بسیار هم نوآورانه بودند که باعث شدند که کسب‌وکارها از استخدام و یا سرمایه‌گذاری هراس داشته باشند. فیلیپ هاروی (Philip Harvey)، پروفسور قانون و اقتصاد در دانشگاه راتگرز (Rutgers University) می‌گوید که روزولت، بیشتر به دنبال نشان دادن رفاه اجتماعی (Social Welfare) بود تا اینکه بخواهد یک پکیج تحریک اقتصاد کلان به سبک اقتصاد کِینِزی (Keynesian – style macroeconomic stimulus package) را معرفی کند.

بحران بزرگ اقتصادی سال 2007 چیست؟

تأثیرات جنگ جهانی دوم

با استناد به مدارک ثبت‌شده در مورد تولید ناخالص داخلی (Gross domestic product – GDP) و آمار اشتغال، شاهد هستیم که رکود بزرگ در سال‌های 1941 تا 1942، دقیقاً سال‌هایی که ایالات متحده آمریکا وارد جنگ شده بود به نحوی ناگهانی پایان یافت. نرخ بیکاری از 8 میلیون نفر در سال 1940 زیر 1 میلیون نفر در سال 1943 رسید. هرچند، بیش از 16.2 میلیون آمریکایی مشمول شده‌اند تا در نیروهای مسلح به نبرد بپردازند. در بخش خصوصی، نرخ واقعیِ بیکاری در طی جنگ افزایش داشت.

طبق کمبودهای ایجادشده در دوران جنگ که به دلیل جیره‌بندی ایجادشده بودند، استاندارد سطح زندگی کاهش پیدا کرد، و میزان مالیات‌ها نیز برای تأمین مخارج جنگی به مقدار زیادی افزایش پیدا کرده بودند. سرمایه‌گذاری‌های خصوصی تا سطح 17.9 میلیارد دلار در سال 1940 به سطح 5.7 میلیارد دلار در سال 1943 رسیده، و میزان کل تولیدات بخش داخلی تا بیش از 50 درصد اُفت نمودند.

با این ‌وجود، این تصور که جنگ موجب پایان یافتن دوران رکود بزرگ شد یک مغلطه و broken window fallacy (این جمله،‌ مثالی است که می‌گوید در برخی شرایط گفته می‌شود که ورود به یک جنگ، برای مردم آن کشور مفید می‌باشد. در حالی که این اتفاق می‌تواند دارای پیامدهای به‌شدت منفی برای اقتصاد داشته باشد) می‌باشد، هرچند که این درگیری‌ها منجر به قرارگیریِ ایالات متحده آمریکا در مسیر بازیابی اقتصادی شدند. زیرا جنگ باعث باز شدن کانال‌های معاملاتی بین‌المللی شد و باعث کاهش قیمت‌ها و کاهش میزان کنترل بر روی دستمزدها گردید. در نهایت، نیاز دولت به تولیدات غیر گران‌قیمت بود که حجم بزرگی از تقاضا را پدید آورد که خود باعث ایجاد یک تحریک مالی عظیم در بازار شد.

زمانی که جنگ پایان یافت، مسیرهای معاملاتی بین‌المللی همچنان بازماندند. در طی 12 ماه پس از اتمام جنگ، سرمایه‌گذاری بخش خصوصی از 10.6 میلیارد دلار به 30.6 میلیارد دلار رسیدند. همچنین بازار سهام نیز وارد یک حرکت قوی روبه‌بالا که چند سال به طول انجامید، شد.

جمع‌بندی

رکود بزرگ نتیجهٔ ترکیب چند عامل بود، یک فدرال رزرو ناکارآمد، ایجاد تعرفه‌های ورودی به‌منظور حمایت از صنایع داخلی (protectionist tariffs)، و دخالت‌های متناقضی که دولت در اقتصاد انجام می‌داد. در صورت عدم رخ‌دادن هر یک از موارد ذکر شده، این دوره رکودی می‌توانست کوتاه‌تر باشد و یا هرگز رخ ندهد.

در حالی که بحث در مورد اینکه آیا دخالت‌های انجام‌شده به‌جا بودند یا خیر تا به امروز ادامه‌ دارند، بسیاری از اصلاحاتی که قرارداد جدید انجام داد، مانند تأمین اجتماعی (social security)، بیمه بیکاری (unemployment insurance) و همچنین پرداخت یارانه‌های کشاورزی (agricultural subsides)، تا به امروز ادامه ‌دارند. این فرض که دولت فدرال باید در زمان‌های بحران‌های اقتصادی دخالت نماید امروزه به نحوی جدی حمایت می‌شود. این میراث به‌جامانده خود یکی از دلایلی است که  رکود بزرگ، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اتفاقات در تاریخ مدرن آمریکا تلقی شود.

دسته‌ها
مقالات بازارهای مالی

اوراق قرضه دولتی چیست؟

اوراق قرضه دولتی چیست؟

اوراق قرضه دولتی، اوراق بهاداری بر پایه‌‎های بدهی‌ (debt based bonds) می‌باشند که توسط دولت به‌منظور حمایت از هزینه‌های دولت و پرداخت تعهداتش مورد استفاده قرار می‌گیرند. اوراق قرضه دولتی می‌توانند به‌صورت دوره‌ای، بهره‌هایی را تحت عنوان بهره‎های کوپنی (coupon payments) به شما بپردازند. اوراق قرضه دولتی که توسط دولت‌های ملی منتشر می‌شود، معمولاً به‌عنوان یک سرمایه‌گذاری کم‌ریسک محسوب می‌شود زیرا دولتی که آن‌ها را منتشر کرده است از این اوراق حمایت می‌کند. اوراق قرضه دولتی همچنین ممکن است تحت عنوان (بدهی حکومتی – sovereign debt) نیز شناخته شوند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اوراق قرضه می‌توانید از مطلب آموزشی «اوراق قرضه چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • اوراق قرضه دولتی نشان‌دهندهٔ بدهی‌هایی می‌باشد که دولت به‌منظور رفع آن‌ها، این اوراق را منتشر کرده و آن‌ها را به سرمایه‌گذاران می‌فروشد تا بتواند مخارج دولتی را پرداخت کند.
  • برخی از اوراق قرضهٔ دولتی ممکن است بهره‌هایی را به‌صورت دوره‌ای به شما بپردازند. بقیهٔ اوراق قرضه دولتی ممکن است بهره نپردازند و به جای آن، با تخفیف به شما فروخته شود.
  • اوراق قرضه دولتی به‌عنوان سرمایه‌گذاری‌های کم‌ریسک شناخته می‌شود زیرا دولت از آن‌ها پشتیبانی می‌کند. انواع مختلفی از اوراق قرضه وجود دارد که توسط خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا پیشنهاد می‌شوند و به‌عنوان امن‌ترین نوع سرمایه‌گذاری در سرتاسر جهان شناخته می‌شوند.
  • به دلیل ریسک پایین‌شان، اوراق قرضه دولتی معمولاً سود و بهرهٔ کمتری به شما می‌پردازند.

فیلم

توضیحات کامل در مورد اوراق قرضه دولتی

اوراق قرضه دولتی توسط دولت‌ها به منظور تأمین مالی پروژه‌ها و یا انجام عملیات‌ها منتشر می‌شوند. دپارتمان خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا اوراق منتشرشده را طی مزایده‌هایی در طول سال به‌فروش می‌رساند. برخی از اوراق قرضه خزانه‌داری نیز در بازارهای ثانویه (secondary markets) معامله می‌شوند. سرمایه‌گذاران منفرد، که با یک مؤسسه سرمایه‌گذاری و یا یک کارگزار کار می‌کنند، می‌توانند اوراقی که از پیش منتشر شده‌اند را در این بازارها بخرند و یا به‌فروش برسانند. اوراق قرضه خزانه‌داری به‌صورت گسترده‌ای از طریق خزانه‌داری ایالت متحده، کارگزاری‌ها و صندوق‌های قابل معامله در بورس، که شامل سبدی از اوراق بهادار می‌باشند، در دسترس می‌باشند.

اوراق قرضه با نرخ ثابت دولتی (fixed–rate government bonds) می‌توانند ریسک نرخ بهره داشته باشند که این زمانی رخ می‌دهد که در صورت افزایش نرخ بهره، سرمایه‌گذاران دارای اوراقی هستند که سود آن‌ها کمتر از سودی است که در بازار پرداخت می‌شود. همچنین، تنها اوراق قرضه‌ای را انتخاب کنید که همراه با تورم بالا برود، نرخی که اندازه‌گیرندهٔ مقدار افرایش هزینه‌ها در یک اقتصاد می‌باشد. اگر یک اوراق قرضه دولتی با نرخ بهره ثابت، به‌صورت سالانه 2 درصد به شما بهره بپردازد: اگر در نظر بگیریم که قیمت‌ها در یک اقتصاد به میزان 1.5 درصد رشد کرده‌اند، سرمایه‌گذار در حالت واقعی تنها 0.5 درصد سود به دست آورده است.

دولت‌های محلی نیز ممکن است اوراق قرضه‌ای به‌منظور تأمین هزینه‌های پروژه‌ها مانند: بنای زیر ساخت‌ها، کتابخانه‌ها و یا پارک‌ها منتشر کنند. این اوراق قرضه، تحت عنوان اوراق قرضه شهرداری (municipality bonds) شناخته می‌شوند و معمولاً مقادیری تخفیف مالیاتی (tax advantages) را برای سرمایه‌گذاران به ارمغان می‌آورند.

اوراق قرضه دولتی ایالات متحده آمریکا در مقابل اوراق قرضه دولتی خارجی

خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا، ریسک سرمایه‌گذاری‌ای نزدیک به عدد صفر دارد. ریسک بسیار کم این اوراق، به دلیل پشتیبانی دولت آمریکا از این اوراق قرضه می‌باشد. اوراق‌ قرضه‌ای که توسط خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا منتشر می‌شوند یکی از امن‌ترین نوع سرمایه‌گذاری در سرتاسر جهان می‌باشد، در حالی که اوراق ‌‌قرضه‌ای که توسط دولت‌های کشور‌های دیگر منتشر می‌شود، ممکن است درجات ریسک بالاتری همراه باشند.

با توجه به ریسک ذاتی نزدیک به صفر این اوراق، شرکت‌کنندگان بازار و تحلیل‌گران از اوراق قرضه خزانه‌داری به‌عنوان یک معیار، به‌منظور مقایسه کردن ریسک‌های همراه با اوراق بهادار استفاده می‌کنند. اوراق قرضهٔ 10 سالهٔ خزانه‌داری نیز معمولاً به‌عنوان معیاری برای بررسی نرخ‌های بهرهٔ وام‌ها استفاده می‌شود. با توجه ریسک پایین آن‌ها، خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا تمایل دارد تا نرخ سود کمتری را برای این اوراق قرضه اعلام کند. این نرخ سود، کمتر از نرخ سود سهام و اوراق قرضه مشارکتی می‌باشد.

هر چند، اوراق قرضه‌ای که توسط دولت پشتیبانی می‌شوند، به‌خصوص آن‌هایی که در بازارهای نوظهور مبادله می‌شوند، می‌توانند شامل ریسک‌های: ریسک کشور (country risk)، ریسک‌های سیاسی (political risks) و ریسک‌ بانک مرکزی (central bank risk) باشند. در ریسک بانک مرکزی،  به این مهم توجه می‌شود که آیا سیستم بانکداری قادر به پرداخت قروض خود می‌باشد یا خیر. سرمایه‌گذاران، خاطرات تاریکی از برخی اوراق قرضه دولتی در طی دوران بحران مالی آسیایی در سال‌های 1997 و 1998 به‌خاطر دارند. در طی این بحران، کشورهای آسیایی مجبور به کاهش ارزش ارزهایشان شدند که این اتفاق بازتاب‌های زیادی را در ‌‌سرتاسر جهان ایجاد کرد. این بحران حتی باعث شد که کشور روسیه نیز نتواند به‌موقع بدهی‌هایش را پرداخت کند.

موارد استفاده از اوراق قرضه دولتی

اوراق قرضه دولتی برای تأمین مالیِ کسری‌های بودجه فدرال، به‌منظور افزایش سرمایه برای انجام پروژه‌هایی مانند پروژه‌های زیرساختی استفاده می‌شوند. هر چند، اوراق قرضه دولتی توسط بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا همچنین به‌منظور کنترل عرضه پول در کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اوراق قرضه دولتی چیست؟

زمانی که فدرال رزرو به بازپرداخت اوراق قرضه دولتی آمریکا می‌پردازد، مقدار عرضه پول در اقتصاد افزایش می‌بابد و فروشندگان می‌توانند مبالغی که به‌دست آورده‌اند را در بازار خرج کرده و یا سرمایه‌گذاری کنند. هرگونه سپرده‌ای که در بانک‌ها گذاشته شده است، توسط آن مؤسسات مالی به شرکت‌ها و اشخاص قرض داده می‌شود، که خود باعث تقویت هر چه بیشتر فعالیت‌های اقتصادی می‌گردد.

مزایا و معایب اوراق قرضه دولتی

مانند تمامی سرمایه‌گذاری‌ها، اوراق قرضه دولتی نیز دارای مزایا و معایبی می‌باشند. این اوراق بهادار بر پایهٔ بدهی، مقدار مشخصی از درآمد بهره را به شما پرداخت می‌کنند. هرچند، این سود عموماً کمتر از سود‌ دیگر تولیدات بازار می‌باشد زیرا ریسک‌هایی که این نوع از سرمایه‌گذاری دُچارش می‌شوند نیز به‌همان نسبت کمتر می‌باشد.

بازار اوراق ‌‌قرضه ‌ایالات متحده امریکا بازاری بسیار نقدینه می‌باشد، که به صاحب این اوراق اجازه می‌دهد تا آن‌ها را در بازارها به آسانی به‌فروش برسانند. حتی ما شاهد صندوق‌های قابل معامله در بازار بورس و همچنین صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترکی هستیم که تمرکزشان را بر روی سرمایه‌گذاری در اوراق قرضه خزانه‌داری ‌‌گذاشته‌اند.

صندوق‌های سرمایه گذاری چیست؟

اوراق قرضه با نرخ بهره ثابت ممکن است زمانی که تورم در جامعه افزایش یافته و یا بهره بازارها حرکتی صعودی داشته‌اند از رقابت عقب بیفتند. همچنین، اوراق قرضه خارجی در معرض ریسک‌های دولتی، تغییر در نرخ‌های ارزی و حتی ریسک‌های مهم‌تری مانند عدم پرداخت تعهدات مواجه می‌باشند.

برخی از اوراق قرضه خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا از بند قوانین محلی و مالیات فدرال رها می‌باشند. اما، یک سرمایه‌گذار که بر روی اوراق قرضه خارجی سرمایه‌گذاری می‌کند ممکن است به درآمدهای حاصله از این سرمایه‌گذاری‌ها مقادیری مالیات تعلق گیرد.

مزایا:

  • این اوراق به‌صورت ثابت به شما بهره می‌پردازند.
  • ریسک عدم پرداخت تعهدات کمتری برای اوراق ‌‌قرضه ایالات متحده آمریکا وجود دارد.
  • از مالیات‌های محلی یا ایالتی معاف می‌باشند.
  • بازاری بسیار نقدینه به‌منظور فروش دوباره دارند.
  • از طریق صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک و صندوق‌های قابل معامله در بازارهای بورس قابل دسترسی می‎‌باشند.

معایب:

  • مقدار سود کمی را پیشنهاد می‌کنند.
  • درصورت افزایش تورم در جامعه، نرخ بهره ثابت پیشنهاد شده توسط این اوراق قرضه از نرخ تورمی که در حال افزایش می‌باشد، عقب می‌افتد.
  • زمانی که نرخ بهره در بازار افزایش می‌یابد ریسک این اوراق بالا می‌رود.
  • احتمال عدم پرداخت تعهدات و دیگر ریسک‌‌ها در مورد اوراق قرضه خارجی وجود دارد.

مثال‌های واقعی از اوراق قرضه منتشرشده توسط دولت ایالات متحده آمریکا

انواع گوناگونی از اوراق قرضه ارائه‌شده توسط دولت ایالات متحده آمریکا و خزانه‌داری وجود دارند که تاریخ‌های انقضا متفاوتی دارند. همچنین، برخی از آن‌ها مقادیر سود پرداختی مشخصی دارند، در حالی که برخی دیگر فاقد این گزینه می‌باشند.

اوراق قرضه پس‌انداز (Saving Bonds)

خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا سری اوراق قرضه (EE bonds: که از آن با نام «اوراق قرضه میهن‌پرستی» نیز یاد می‌کنند، اوراقی غیرقابل عرضه در بازار می‌باشد.) و سری اوراق قرضه پس‌انداز 1 (series 1 saving bonds) را پیشنهاد می‌کند. این اوراق قرضه دارای ارزش اسمی بوده و مقدار سود ثابتی را پرداخت می‌کنند. اگر این اوراق به‌مدت 20 سال نگهداری شوند، به مبلغ ارزش اسمی‌شان می‌رسند و 2 برابر می‌گردند. اوراق قرضه سری 1 به‌صورت شش ماهه، سودهایی محاسبه شده با نرخ ثانویه (که وابسته به نرخ تورم در بازار است) را دریافت می‌کند.

قبوض منتشرشده خزانه‌داری (Treasury Notes)

قبوض منتشرشده خزانه‌داری، اوراق قرضه‌ای میان‌مدت هستند که در طی 2، 3، 5 یا 10 سال منقضی می‌‌شوند. در طی این مدت، این قبوض مقدار سود ثابتی را به شما پرداخت می‌کنند. قبوض منتشرشده توسط خزانه‌داری معمولاً دارای ارزش اسمی 1,000 دلاری می‌باشند. هرچند، قبوض منتشرشده که دارای تاریخ انقضاء 2 و یا 3 ساله هستند دارای ارزش اسمی 5 هزار دلاری می‌باشند. با وجود اینکه این بازده‌ها به‌صورت روزانه تغییر می‌کنند، بازده قبوض منتشرشده 10 ساله در تاریخ 31 مارس 2019 در سطح 2.406 درصد بسته شد، و در همان زمان به‌مدت 52 هفته در محدودهٔ 2.341 درصد تا 3.263 درصد بوده است.

اوراق قرضه منتشرشده توسط خزانه‌داری (Treasury Bonds)

اوراق قرضه منتشرشده توسط خزانه‌داری، اوراق قرضهٔ بلندمدتی هستند که دارای تاریخ انقضا بین 10 تا 30 سال می‌باشند. اوراق قرضه منتشرشده توسط خزانه‌داری به‌صورت 6 ماهه، به صاحب این اوراق سود پرداخت می‌کنند و دارای ارزش اسمی 1,000 دلاری می‌باشند. این اوراق قرضه به‌جبران کسری در بودجه فدرال کمک می‌کند. همچنین، آن‌ها به‌تنظیم عرضه پول در کشور و اجرای سیاست‌های پولی ایالات متحده آمریکا کمک می‌کنند. یک اوراق قرضه 30 ساله تاریخ 31 مارس سال 2019 با بازده‌ای 2.817 درصدی بسته شد.

اوراق بهادار محافظت‌شده در برابر تورم خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا (Treasury Inflation-Protected Securities, TIPS)

اوراق بهادار محافظت شده در برابر تورم خزانه‌داری، اوراق بهاداری است که توسط خزانه‌داری منتشر می‌شود. این اوراق بهادار از سرمایه‌گذاران در برابر اثر منفی افزایش قیمت‌ها محافظت می‌کند. ارزش هر یک از آن‌ها همراه با افزایش تورم، افزایش پیدا کرده و با کاهش تورم نیز کاهش پیدا می‌کند. این اوراق، شاخص قیمت مصرف‌کنندگان (Consumer Price Index) را دنبال می‌کند. اوراق بهادار محافظت‌شده در برابر تورم، مقدار سود ثابتی را که در طی مزایده این اوراق قرضه مشخص شده‌اند به‌صورت 6 ماهه می‌پردازند.

اوراق بهادار با درآمد ثابت چیست؟

با این وجود، مقادیر سود پرداخت‌شده متغیر می‌باشند زیرا که این نرخ‌ها بر روی مقدار اصلی هر سهم اعمال می‌شوند. اوراق بهادار محافظت‌شده در برابر تورم دارای تاریخ‌های انقضا 5 ساله، 10 ساله و 30 ساله می‌باشند. در تاریخ 29 مارس سال 2019، یک اوراق بهادار محافظت‌شده در برابر تورم با نرخ سود سالانه 0.875 درصدی به‌حراج گذاشته شد.

نکتهٔ مهم: اوراق قرضهٔ دولتی می‌توانند مجموعه‌ای از بازگشت سرمایهٔ زیاد و همچنین امنیت را به شما پیشنهاد دهند. هر چند، سرمایه‌گذاران باید آگاه باشند که گاهی اوقات دولت‌ها فاقد توانایی بازپرداخت بدهی‌هایشان هستند و یا حتی علاقه‌ای به انجام این کار ندارند.

دسته‌ها
مقالات بازارهای مالی

معامله گر ارشد کیست؟

معامله گر ارشد کیست؟

معامله گر ارشد (Head Trader) به مدیر یک کسب‌وکار معاملاتی گفته می‌شود، که در مورد موقعیت‌های معاملاتی، میزان ریسک و همچنین میزان سودآوری آن کسب‌وکار مسئول می‌باشد. در شرکت‌های کارگزاری ثبت‌شده، معامله گر ارشد بر فعالیت تمامی معامله گران و همچنین دیگر کارکنانی که در حوزهٔ کاری او فعال هستند، نظارت می‌کند و یا حتی ممکن است خودش با آن‌ها معاملاتی را انجام دهد. به‌ویژه، معامله گر ارشد باید از اجرا شدن قوانین نظارتی و همچنین انطباق داخلی تمامی کارکنانی که در بخش معامله گری وجود دارند (و نه‌تنها معامله گران) اطمینان حاصل کند.

نکات کلیدی:

1. معامله گر ارشد، مدیریت یک کسب‌وکار معامله گری را برعهده دارد و بر میزان سود، ریسک‌پذیری و همچنین موقعیت‌های معاملاتی که این شرکت به آن‌ها وارد می‌شود، مسئول می‌باشد.

2. ممکن است یک معامله گر ارشد گزارش کار خود را به رئیس سرمایه‌گذاری (Chief Investment Officer) و یا یک مدیر سبد سهام (portfolio manager) بدهد و آن‌ها نقش کلیدی را در انجام و عملی کردن درخواست‌های معاملات منفرد (individual trade requests) خواهند داشت.

3. یک معامله گر ارشد باید از مطلع‌ترین افراد حاضر در شرکت، به شرایط و محیط بازارها باشد.

درک مفهوم یک معامله گر ارشد

معامله‌گر ارشد کیست؟

هر معامله گر ارشدی که در عملیات کارگزاری وظایف نظارتی و یا تأییدی را برعهده دارد، باید یک مدیر ثبت‌شده باشد، بدین معنی که او باید تمامی مدارک پایهٔ مورد نیاز را کسب کرده باشد و حداقل یکی از مدارک زیر را نیز در کارنامهٔ خود داشته باشد:

  •  Series 4: Registered Options Principal Exam – OP
  •  Series 9 and 10: General Securities sales Supervisor examination
  • Series 23: General Securities Principal Exam – Sales Supervisor – GP
  • Series 24: General Securities Principal Exam – GP
  • Series 51: Municipal Fund Securities Limited Principal Examination
  • Series 53: Municipal Securities Principal Examination – MP

مدرک مدیریتی مورد نیاز، بسته به محدودهٔ مسئولیت‌های معامله گر ارشد دارد. در شرکت‌های کوچک‌تر، ممکن است تنها یک یا دو معامله گر ارشد حضور داشته باشند. اما در شرکت‌های بزرگ، می‌توانیم شاهد تعداد زیادی از معامله گران ارشد باشیم، که هر یک از آن‌ها مسئولیت فعالیت یک بازار خاص را برعهده دارند. معامله گر ارشدی که در زمینهٔ اوراق بهادار منتشرشده توسط شهرداری‌ها (Municipal Bonds) به فعالیت می‌پردازد، باید حداقل دارای مدرک (Series 53 License) باشد. مدارک مختلف به‌منظور انجام معامله‌های کالاها و یا قراردادهای آتی به‌کار برده می‌شوند. یک مدیر ثبت‌شده در بخش قراردادهای اختیار معامله (Options)، به‌عنوان مثال، نیازمند است که مدرک (Series 4 License) را کسب کرده باشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قراردادهای آتی می‌توانید از مطلب آموزشی «قراردادهای آتی چیست؟» دیدن نمایید.

توصیفاتی در مورد شغل معامله گر ارشد

در بسیاری از حیطه‌ها، مانند شرکت‌های مدیریت سرمایه (wealth management companies) و یا مدیران مالی (money managers)، یک معامله گر ارشد ممکن است نیازمند ارسال گزارش کار خود به یک رئیس سرمایه‌گذاری و یک مدیر ارشد عملیاتی باشد. او همچنین دارای نقشی کلیدی در تحقق و اجرای درخواست‌های انجام‌شده به‌منظور انجام معاملات شخصی خواهد داشت. معامله گران ارشد ممکن است در ایجاد و نگه‌داری روابط بین دیگر کارگزاری‌های خارجی و همچنین متولیان دیگر مسئول باشند. یک معامله گر ارشد باید در زمرهٔ باسوادترین افراد حاضر در آن شرکت با توجه به محیط و ساختار بازار باشد. در ادامه برخی ویژگی‌های خاص را می‌بینید که ممکن است جزو مسئولیت‌های یک معامله گر ارشد باشد:

1. مدیریت معاملات از آغاز تا تحلیل‌های پس از انجام معامله، که شامل ساخت معاملات، آنالیزهای انجام‌شده پیش از انجام معامله، اجرای معامله، و همچنین تسویهٔ معامله می‌شود.

2. اطمینان از تطابق کارکنان با قوانین نظارتی و پایبند ماندن آن‌ها به این قوانین.

3. طراحی ساختارهای معاملاتی، سیاست‌های معاملاتی و همچنین مراحل اجراشدن آن‌ها، در کنار ارزیابی و سنجش کارگزار و همچنین ثبت وقایع رخ‌داده در معاملات.

4. کمک به مدیران سبدهای سرمایه با ایجاد تعادلی دوباره با استفاده از تخصیص‌بندی مناسب دارایی‌ها.

سیر تکامل شغلی معامله گر ارشد

از آنجایی که قوانین نظارتی روزبه‌روز تغییر می‌کند وظایف معامله گران ارشد، که پیش‌تر انجام معامله گری فعال بود به سمت نقش و وظایف نظارتی و انطباقی تغییر کرده است. به‌خصوص در اروپا، قوانین نظارتی (MiFID II Regulations) در حال تغییر اولویت‌های روزانهٔ معامله گران ارشد به سمت ساختار بازار و همچنین تغییرات قوانین نظارتی می‌باشند، و دیگر آن‌ها را از معامله گری و پیگیری لحظه‌به‌لحظهٔ بازار، دور می‌کند. در حالی که یکی از شروط تبدیل‌شدن به یک معامله گر ارشد، تجربهٔ بالای معامله گری در بازارها می‌باشد، اما نقش جدید آن‌ها مدت‌زمان کمی را به‌منظور انجام معاملات در اختیارشان می‌گذارد.

مثالی از انجام دستورات توسط یک معامله گر ارشد

یک معامله گر ارشد در یک صندوق سرمایه‌گذاری را در نظر بگیرید که سفارش خرید یک سهام را از یک مدیر سبد سهام دریافت می‌کند. سفارش ذکرشده، خرید 100,000 سهم از سهام شرکت الف به بهترین نحو ممکن می‌باشد. از آنجایی که معامله گر ارشد می‌داند که سهام شرکت الف دارای حجم معاملاتی پایینی می‌باشد و به‌صورت میانگین روزانه 150,000 سهم از آن معامله می‌گردد، او تصمیم می‌گیرد که روزانه 50,000 سهم را بخرد تا با خرید ناگهانی در بازار، بر قیمت سهام تأثیری نگذارد. از این به بعد، او همچنین به نشانه‌های علاقهٔ سایر معامله گران توجه می‌کند تا بتواند متوجه حضور یک فروشندهٔ بدیهی شود. در این حالت این معامله، به‌عنوان یک معامله تقاطعی (Cross Trade) شناخته خواهد شد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد صندوق‌های سرمایه گذاری می‌توانید از مطلب آموزشی «صندوق‌های سرمایه گذاری چیست؟» دیدن نمایید.

از آنجایی که معامله گر ارشد با نحوهٔ معامله شدن سهام شرکت الف آشنایی دارد، او می‌داند که بهترین ایده در این حالت، قرار دادن دستورات معاملاتی در ماشین‌ها نیست، زیرا که حجم معاملات در این حالت بسیار بزرگ خواهند شد. دانستن این اطلاعات به‌منظور قرار دادن بهترین دستور معاملاتی ضروری می‌باشد و با سال‌ها تجربه به دست می‌آید.

دسته‌ها
مقالات بازارهای مالی

پوشش ریسک چیست؟

پوشش ریسک چیست؟

پوشش ریسک (Hedge)، نوعی سرمایه‌گذاری به‌منظور کاهش ریسک حرکات شدید قیمتی در یک دارایی می‌باشد. به‌طور عادی، پوشش ریسک شامل ورود به موقعیت‌های معاملاتی جبران‌کنندهٔ یکدیگر (offsetting positions) در اوراق بهادار مرتبط می‌باشد.

درک مفهوم پوشش ریسک

پوشش ریسک ‌مانند استفاده از یک سیاست بیمه‌ای می‌باشد. برای مثال، اگر منزل شما در محدوده‌ای مستعد سیل قرار داشته باشد، شما می‌خواهید که از دارایی خود با استفاده از بیمهٔ سیل، حفاظت کنید. در این مثال، شما نمی‌توانید از سیل جلوگیری کنید، اما می‌توانید کاری را زودتر انجام داده تا از زیان رخ‌داده در هنگام سیل، بکاهید. یک رابطهٔ ذاتی بین میزان ریسک و سود در استفاده از این روش وجود دارد، در حالی که استفاده از روش‌های کاهشِ ریسکِ سرمایه، ریسکِ احتمالی شما را کاهش می‌دهد، همچنین می‌تواند میزان سود احتمالی‌تان نیز کاهش دهد. اگر بخواهیم ساده بگوییم، پوشش ریسک، کاری رایگان نیست. همان طور که در مثال ما در مورد بیمهٔ سیل، شما باید به‌صورت ماهانه پرداختی‌هایی را انجام دهید؛ و اگر سیل هرگز رخ ندهد، شما هیچ دریافتی نخواهید داشت. با این وجود، بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند تا این ضرر محدود و قابل پیش‌بینی را متحمل شوند تا اینکه ناگهان تمامی دارایی‌های خود را از دست بدهند.

در دنیای سرمایه‌گذاری، روش‌های پوشش ریسک نیز به‌نحوی مشابه کار می‌کنند. سرمایه‌گذاران و مدیران مالی از روش‌های پوشش ریسک به‌منظور کاهش ریسک سرمایه‌گذاری و کنترل آن استفاده می‌کنند. به‌منظور انجام صحیح و متناسب پوشش ریسک در دنیای سرمایه‌گذاری، معامله‌گر باید از ابزارهای متعددی در یک روش استراتژیک به‌منظور پوشش ریسک حرکات شدید قیمتی در بازار استفاده کند. بهترین روش برای انجام چنین کاری نیز، انجام یک سرمایه‌گذاری دیگر به شیوه‌ای هدفمند و کنترل‌شده می‌باشد. برای مثال، صدالبته، موارد موازی در مثال بیمه‌ای ذکرشده در بالا محدود می‌باشند: در مورد بیمهٔ سیل، دارندهٔ این بیمه در صورت خسارت دیدن از هرگونه سیلی، شاهد جبران شدن خسارتش از سوی شرکت بیمه‌ای خواهد بود، و احتمالاً مبلغی نیز به‌عنوان مالیات کم خواهد شد. اما در محیط سرمایه‌گذاری، پوشش ریسک هم پیچیده‌تر می‌باشد و هم یک علم غیرکامل محسوب می‌گردد.

یک پوشش ریسکٔ عالی (perfect hedge) به‌نوعی از آن گفته می‌شود که تمامی ریسک موجود در یک موقعیت معاملاتی و یا یک سبد سهامی را از بین ببرد. به بیانی دیگر، روش پوشش ریسک انجام‌شده به‌صورت صددرصد هم‌گرایی عکس (inversely correlated) با دارایی آسیب‌پذیر دارد. این مورد ایده‌آل می‌باشد، و شایان ذکر است که حتی این پوشش ریسک عالی نیز بدون هزینه نیست. ریسک پایه (Basis Risk) اشاره به ریسکی دارد که در طی آن، دارایی مدنظر ما و همچنین روش پوشش ریسک ما در جهت‌های عکس همان طور که مورد انتظار بود حرکت نمی‌کند، در اینجا کلمهٔ پایه به معنی همین اختلاف بین جهت حرکت مورد انتظار و حرکت رخ داده در واقعیت می‌باشد.

پوشش ریسک چگونه کار می‌کند؟

معمول‌ترین روش استفاده از پوشش ریسک در دنیای سرمایه‌گذاری، استفاده از مشتقات مالی (Derivatives) می‌باشد. مشتقات مالی، اوراق بهاداری هستند که با حرکت یک یا چند دارایی پایه مطابقت دارند. این مشتقات مالی شامل قراردادهای اختیار معامله (Options)، سوآپ‌ها (Swaps)، قراردادهای آتی (Future Contracts) و همچنین قراردادهای سلف (Forward Contracts) می‌باشند.

قرارداد اختیار معامله خرید (Call Option) چیست؟

دارایی‌های پایه نیز در این حالت می‌توانند شامل سهام، اوراق قرضه، کالاها، ارزها، شاخص‌ها و یا نرخ‌های بهره باشند. مشتقات مالی می‌توانند روش پوشش ریسک مناسبی در برابر حرکات قیمتی دارایی‌های پایه‌شان محسوب شوند، از آنجایی‌که رابطهٔ بین دو یا چند تا از آن‌ها به‌صورت واضحی تعریف‌نشده است. این امکان وجود دارد که از این مشتقات به‌منظور پایه‌ریزی یک استراتژی معاملاتی که در آن ضرر در یک سرمایه‌گذاری با استفاده از سود در مشتقات دیگر کم شده و یا جبران می‌شود، مورد استفاده قرار بگیرند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اوراق قرضه می‌توانید از مطلب آموزشی «اوراق قرضه چیست؟» دیدن نمایید.

پوشش ریسک چیست؟

برای مثال، اگر مورتی 100 سهم از سهام شرکت (Stock plc – STOCK) را در قیمت 10 دلار به‌ازای هر سهم خریداری کند، او ممکن است از سرمایه‌گذاری خود با استفاده از قراردادهای اختیار معاملهٔ آمریکایی 5 دلاری باقیمت ورودی 8 دلاری که در پایان سال منقضی می‌گردند، استفاده کند. این قراردادهای اختیار معامله به مورتی این حق را می‌دهند تا بتواند 100 سهم از سهام شرکت  STOCK را در سطح قیمتی 8 دلار در هر زمانی در سال آینده به فروش برساند. اگر یک سال بعد سهام شرکت STOCK در سطح قیمتی 12 دلار معامله شود، مورتی این قرارداد را اجرایی نکرده و با 5 دلار خود خارج می‌شود. در این حالت بعید است که او ناراحت شود، زیرا سود شناخته‌نشدهٔ او در این حالت برابر با 200 دلار (195 دلار به‌علاوهٔ قیمت قرارداد اختیار معاملهٔ فروش) بوده است. اگر سهام شرکت STOCK در سطح صفر دلار معامله شود، در این حالت مورتی قرارداد اختیار معامله‌اش را اجرایی خواهد کرد و سهام خود را با قیمت 8 دلار به فروش خواهد رساند، تا ضرر 200 دلاری خود را (205 دلار به‌علاوهٔ هزینهٔ قرارداد اختیار معاملهٔ فروش) جبران کند. بدون استفاده از این قراردادهای اختیار معامله، او تمامی سرمایه‌گذاری‌اش را از دست می‌داد.

میزان اثربخشی استفاده از مشتقات به‌منظور پوشش ریسک با عبارتی به نام دلتا تعریف می‌شود، که گاهی اوقات به آن نرخ پوشش ریسک (Hedge Ratio) نیز گفته می‌شود. دلتا برابر با میزان حرکت قیمتی در مشتقات مالی به‌ازای یک دلار حرکت در قیمت دارایی پایه می‌باشد.

خوشبختانه، انواع زیادی از قراردادهای اختیار معامله بر قراردادهای آتی وجود دارند که به سرمایه‌گذاران این اجازه را می‌دهند که بسیاری از سرمایه‌گذاری‌هایشان را موردحفاظت قرار دهند، که این سرمایه‌گذاری‌ها شامل سرمایه‌گذاری در سهام، نرخ‌های بهره، ارزها، کالاها، و غیره می‌شود.

استراتژی‌های خاص پوشش ریسک، ‌مانند قیمت‌گذاری بر ابزارهای پوشش ریسک، بسته به مقدار ریسک دارایی پایه دارد که سرمایه‌گذار می‌خواهد از سرمایه‌گذاری‌اش در برابر آن حفاظت کند. به‌طور کلی، هرچه این ریسک بیشتر باشد، مقدار پوشش ریسک نیز افزایش می‌یابد. این ریسک احتمالی (Downside Risk) با بالاتر رفتن درجهٔ نوسانات در طی زمان افزایش می‌یابد، یک قرارداد اختیار معامله که پس از مدت‌زمان طولانی منقضی می‌شود و به یک دارایی پایه نوسانی لینک شده است، به‌عنوان ابزار گران‌تری به‌منظور پوشش ریسک شناخته می‌شود. در مثال فوق، هرچه قیمت ورودی (strike price) بالاتر باشد، قرارداد اختیار معامله نیز گران‌تر خواهد بود، اما در عین حال حفاظت قیمتی بیشتری را نیز انجام خواهد داد. این متغیرها می‌توانند به‌صورتی تنظیم شوند که شامل قراردادهای اختیار معاملهٔ ارزان‌تر که حفاظت کمتری نیز پیشنهاد می‌کنند باشند، و یا شامل قراردادهای اختیار معاملهٔ گران‌قیمت‌تری باشند که در عین حال حفاظت بیشتری را نیز ارائه می‌دهند. شایان ذکر است از نقطه‌ای به بعد، صرف کردن هزینه‌هایی اضافی به‌منظور حفاظت از دارایی‌ها به‌صرفه نیست و باعث کاهش مقدار اثربخشی هزینه انجام‌شده خواهد شد.

پوشش ریسک از طریق ایجاد تنوع و گوناگونی

استفاده از مشتقات به‌منظور حفاظت از یک سرمایه‌گذاری امکان محاسباتی دقیق از ریسک را به شما می‌دهد، اما نیازمند مقداری کافی از سرمایه نیز خواهد بود. مشتقات تنها راه موجود به‌منظور پوشش ریسک نمی‌باشند. تنوع‌بخشی استراتژیک در سبد سهام به‌منظور کاهش ریسک اساسی می‌تواند به‌عنوان یک روش پوشش ریسک در نظر گرفته شود، هر چند که این روش کمی خام می‌باشد. برای مثال، ریچل ممکن است در یک شرکت تولید کالاهای لوکس با افزایش مارجین سرمایه‌گذاری کند. او ممکن است نگران این موضوع باشد که وقوع یک کسادی در بازار به محو شدن بازار به سبب مصرف زیاد منجر شود. یک روش مقابله با این موضوع این است که او سهام تنباکو و یا خدمات رفاهی را خریداری نماید، که این سهام وقوع کسادی در بازار را تحمل می‌کنند و همچنین سود سهام قابل‌توجهی را نیز پرداخت می‌نمایند.

این استراتژی دارای معایب خود نیز می‌باشد: اگر دستمزدها بالا باشند و همچنین شغل‌ها در بازار زیاد باشند، این شرکت سازندهٔ کالاهای لوکس ممکن است شکوفا شود و رونق بگیرد، اما در این حالت سرمایه‌گذاران کمتری به سهامی با چرخهٔ عکس جذب خواهند شد، که باعث افت سرمایه و همچنین ایجاد جریان‌های سرمایه‌ای به سمت مکان‌های جذاب‌تر خواهد شد. این مورد همچنین دارای ریسک‌های خود نیز می‌باشد: هیچ تضمینی وجود ندارد که سهام شرکت تولیدکنندهٔ کالاهای لوکس و همچنین استراتژی پوشش ریسک شما در مسیرهایی عکس یکدیگر حرکت کنند. هر دوی آن‌ها می‌توانند به‌خاطر یک رویداد فاجعه‌آمیز سقوط کنند، همان‌طور که در طی دوران بحران مالی رخ داد؛ و یا به دلایلی غیرمرتبط، مانند رخ دادن سیل در چین که باعث بالا رفتن قیمت تنباکوها شده است و یا یک اعتراض در مکزیک که باعث گران‌تر شدن نقره شده است، شاهد حرکت‌هایی برخلاف چیزی که انتظار می‌رفت باشیم.

پوشش ریسک با فاصلهٔ قیمتی (Spread)

در فضای شاخص‌ها در بازار، کاهش‌های متعادل قیمتی اتفاقی معمول می‌باشند، و البته قابل پیش‌بینی نمی‌باشند. سرمایه‌گذارانی که در این حوزه تمرکز می‌کنند باید نگرانی بیشتری نسبت به کاهش‌های متعادل قیمت نسبت به کاهش‌های شدید قیمتی داشته باشند. در این حالات، استفاده از اسپرد قرارداد اختیار معاملهٔ فروش نزولی (bear put spread) یک روش معمول در استراتژی‌های پوشش ریسک به‌شمار می‌رود.

در این نوع از اسپرد، سرمایه‌گذار شاخص یک قرارداد اختیار معاملهٔ فروش را با قیمت ورودی بالاتر خریداری می‌نماید. در ادامه، او این قراردادهای اختیار معاملهٔ فروش را با قیمتی پایین‌تر اما در تاریخ انقضای یکسان به فروش می‌رساند. بسته به نحوهٔ رفتار شاخص، سرمایه‌گذار درجه‌ای از حفاظت قیمتی را دارد که برابر با اختلاف قیمتی موجود بین دو قیمت ورودی می‌باشد. در حالی که این روش مقدار حفاظتی متوسطی را به ارمغان می‌آورد، معمولاً به‌منظور پوشاندن کاهش قیمت مختصر در شاخص کافی می‌باشند.

 ریسک‌های پوشش ریسک

پوشش ریسک تکنیکی است که به‌منظور کاهش ریسک مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما مهم است به یاد داشته باشیم که هر روش پوشش ریسک دارای ریسک احتمالی خاص خود می‌باشد. همان طور که پیش‌تر نیز گفته بودیم، پوشش ریسک روشی کامل محسوب نمی‌شود و هیچ‌گونه تضمین در مورد موفقیت در آینده را به ما نمی‌دهد، و همچنین هیچ‌گونه اطمینانی به ما به منظور کاهش ریسک سرمایه‌گذاری و همچنین کاهش میزان ضررهای انجام‌شده را نیز نمی‌دهد. بلکه، سرمایه‌گذار باید مزایا و معایب استفاده از روش پوشش ریسک را به‌خوبی مشاهده و ارزیابی کند. اینکه آیا استفاده از یک استراتژی مشخص، قابلیت جبران هزینه‌های اضافهٔ انجام‌‌شدهٔ آن را دارد؟ زیرا پوشش ریسک در اکثر مواقع هیچ‌گونه سودی را برای سرمایه‌گذار تولید نمی‌کند، مهم است این نکته را به یاد داشته باشیم که یک استراتژی پوشش ریسک موفق آن است که تنها از رخ دادن ضرر و زیان پیشگیری کند.

پوشش ریسک و سرمایه‌گذار روزانه

برای بیشتر سرمایه‌گذاران، استراتژی‌های پوشش ریسک هرگز نقشی در فعالیت‌های مالیشان ایفا نخواهد کرد. بسیاری از سرمایه‌گذاران هرگز به سمت معاملات قراردادهای مشتقات در هیچ‌زمانی نمی‌روند. بخشی از آن نیز به این دلیل است که سرمایه‌گذارانی که استراتژی بلندمدت دارند، مانند کسانی که مبالغی را برای بازنشستگی‌شان سرمایه‌گذاری می‌کنند، متمایل هستند تا نوسانات روزانهٔ اوراق بهادار مشخص را نادیده بگیرند. در این موارد، نوسانات کوتاه‌مدت مهم محسوب نمی‌شوند زیرا که این سرمایه‌گذاری با رشد کلی بازار، رشد خواهد نمود.

برای سرمایه‌گذارانی که در دسته‌بندی سرمایه‌گذاران (Buy – and – hold) قرار می‌گیرند، نیز هیچ دلیلی برای یادگیری استراتژی‌های پوشش ریسک وجود ندارد. با این وجود، از آنجایی که شرکت‌های بزرگ و همچنین صندوق‌های سرمایه‌گذاری از روش‌های پوشش ریسک به‌صورت منظم استفاده می‌کنند، و از آنجایی که ممکن است برخی از این سرمایه‌گذاران در آینده در یکی از این شرکت‌های مالی مشغول به کار شوند، داشتن درک و فهم از آنچه استراتژی‌های پوشش ریسک شامل می‌شوند به شما دید و درک بهتری از اعمال انجام‌شده توسط این بازیگران بزرگ در بازار را می‌دهد.